ویژگیهای مدیر خوب

 به راستی مدیر خوب کیست و خصوصیات این مدیران چیست ؟

 این یکی از موضوع هائیست که کارکنان ، سازمانها و مدیران همواره با آن روبه رو هستند. مدیر خوب کسی است که وظایف خود را کاملاً می داند و افزون بر این رئیس و مرئوس خوبی است و از کارهای خود اطلاع کافی دارد. مدیر خوب امریه صادر نمی کند، قدرت رهبری دارد و نه فقط طرز انجام کار بلکه علت انجام کار را نیز توضیح می دهد. دستورات خود را واضح و دوستانه می دهد، داد و فریاد نمی کند، تامطمئن نشود دستوراتش را فهمیده اند کار را شروع نمی کند. برنامه کار را با در نظر گرفتن اطراف و جوانب آن طرح می کند و انجام آن را به عهده اشخاص کاردان می گذارد. بدون امر و تحکم آنها را به کار وامیدارد، کار را منصفانه قسمت می کند، به کار همه کارکنان خود می رسد، صادقانه قضاوت می کند و استحقاق را تنها مبنای قضاوت قرار می دهد، وضع هر فرد را برایش تشریح می کند. از مساعی صادقانه و کاری که بالاتر از متوسط است قدردانی می کند. کارکنانی را که استحقاق تشویق دارند منظور می دارد، در مواردی که کار بد انجام می گیرد یا با شکست روبه رو می شود تحقیق می کند و فقط شخص مسئول را مواخذه می کند. در تنیبه کارکنان خود منصفانه رفتار می کند، افراد را در حضور سایرین تنبیه نمی کند، توبیخ را بیطرفانه و با تحقیق کافی اجرا می کند، و به کارمند فرصت می دهد تا تمام قضیه را از نظر خود شرح دهد، در موقع تنبیه و اقدام انضباطی عصبانی نمی شود. مراقبت می کند کارکنانی که جدیداً استخدام و یا منتقل شده اند به طور صحیح انجام کار را بیاموزند و دقت می نماید کلیه ابزار و امکانات لازم در دسترسشان قرار گیرد، با کارکنان جدید به گونه ای رفتار می کند که احساس غربت ننمایند. مقررات کار و خط مشی شرکت را منصفانه تفسیر می کند، نه در برابر شکایات بیجا تسلیم می گردد و نه شکایات بجا را نادیده می انگارد. به تمام شکایتها با دلسوزی گوش فرا می دهد. به کارکنان خود علاقه شخصی نشان می دهد، نسبت به افراد مافوق و مادون وفادار بوده و مسئولیت را با میل می پذیرد، مسئولیت را به گردن دیگری نمی اندازد و در موارد لزوم حاضر است برای دفاع از حق کارکنان به همه مقامات بالاتر مراجعه نماید.ضمن پایبند بودن به وعده های خود چیزی را که نمی تواند انجام دهد قول و وعده نمی دهد. فکرش باز است ، با استقبال از پیشنهادات درباره آن با کارمندان بحث می کند. مدیر خوب حضور مستمر در محل کار دارد و همیشه می شود او را ملاقات نمود.کارکنان را تشویق می کند تا هر اشکالی دارند به او مراجعه کنند.
اصولی که رؤسا می باید راهنمای خود قرار دهند 1ـ سازمان صحیح اولین شرط ایجاد رابطه با کارکنان است . 2ـ سرنوشت افراد را نباید به دست یک نفر سپرد. 3ـ باید بین نرمی و سختی حد متوسط را مراعات کرد. 4ـ هر کارمندی باید بداند رئیسش درباره او چه نظری دارد و چرا؟ 5 ـ نباید کار را برای خوش آمد زیر دستان یا اشخاص بالا دست انجام داد. 6ـ باید به اصول اخلاقی پایبند بود و آنها را به کار بست . 7 ـ فقط هر وقت صلاح باشد باید از سوابق پیروی نماید. 8 ـ باید وعده کارهای فوری را کم کرد نه این که بر آنها افزود. 9ـ پاداش باید به کار مفید داده شود. در روابط خود با کارکنانتان در نظر داشته باشید که هیچ کس از تحکم خوشش نمی آید. عزت نفس زیر دستانتان را پایمال نکنید. کاری کنید که به شما احترام بگذارند و ایمان پیدا کنند، فقط در این صورت نتیجه کار مطابق انتظار شما خواهد بود.اشخاص برای کسی از دل و جان کار می کنند که دوستش بدارند. برای این که کارکنانتان شما را دوست بدارند با آنها نزدیک شوید، صحبت کنید و مشکلات آنها را حل نمائید فراموش نباید کرد که بشر ذاتأاحساساتی است ، احساسات و وضع اجتماعی کارکنانتان را همواره در نظر داشته باشید از این رو از انتقاد در انظار و هر عمل دیگری که احساسات آنها را جریحه دار کند بپرهیزید. همه می خواهیم به ما اهمیت بدهند،از زیر دستانتان نظر بخواهید و به آنها نشان دهید که به عقیده شان احترام می گذارید، همه می خواهیم در جریان باشیم . حقایق را در اختیار کارکنانتان بگذارید. آنها را از آنچه پیش خواهد آمد قبلا آگاه کنید. از این راه می توان شایعات را بی اثر کرد، اشخاص با هم فرق دارند بنابراین با هر کس مطابق وضع و روحیه خاص او رفتار کنید. ارزش کار هر کس را به طریق خاصی می توان بالا برد، آن طریق را پیدا کنید. قضاوت منصفانه را همه کس گردن می نهد. همه جوانب کار را رسیدگی کنید، بعد تصمیم بگیرید و به جای خود تمجید و به وقت خویش انتقاد کنید، افراد میل دارند از رؤسای خود تقلید کنند، برای کارکنان خویش سر مشق باشید. به رؤسای زیر دست خود حسن سلوک را بیاموزید، آسانترین راه حل مسائل مربوط به کار جلوگیری از ایجاد آنها است . محیط سالم و مساعدی برای کار به وجود بیاورید. مشکلات را پیش بینی و پیشگیری کنید،از آنجا که تأمین زندگی کارکنان شرط کافی نیست لذا بازده کار بیشتربه وضع روحی افراد نیز بستگی دارد، پس روحیه ها را تقویت نمایید. مسئولیت ها و اختیارات مدیر 1ـ مسئولیت باید کلاً و کاملاً قبول و یا رد شود. 2ـ ممکن است مسئولیت را کاملاً تفویض کرد ولی نمی توان از آن طفره رفت . 3ـ مسئولیت نهایی قابل تفویض و تقسیم نمی باشد. 4ـ همیشه مسئولیت باید با اختیارات کامل همراه باشد. 5ـ کسی که مسئولیت را بر عهده دارد باید بداند که از او چه انتظاراتی دارند و بداند که تنها او مسئول است . 6 ـ تفویض مسئولیت باید متناسب با توانائی شخص باشد. 7ـ مسئولیت اجرای کار باید به کسی محول شود که کار را به سر انجام می رساند. مسئولیت ها و اختیاراتی که نمی شود در انجام آنها کوتاهی کرد 1ـ تعیین شخص مناسب برای کار موردنظر. 2ـ هماهنگ ساختن قسمتهای مختلف کار. 3ـ خوب نگهداشتن روحیه کارکنان . 4ـ رسیدگی به شکایات . 5 ـ حفظ انضباط کاری 6ـ تهیه برنامه کار 7ـ اصلاح روشهای کار 8 ـ همکاری با روسا. 9ـ رسیدگی به اختلافات بین کارکنان . 10ـ دادن اطلاعات لازم به کارکنان . 11ـ تعیین نوع و میزان محصول . 12 ـ تربیت زیر دستان .
دردسرهای سرپرست در اینجا به چند نمونه از انواع گوناگون دردسرهای یک مدیر اشاره می شود. این دردسرها را فقط با رفع علل آن می توان برطرف کرد: ـ دردسر کارکنانی که دستورات را درست اجرا نمی‌کنند. ـ دردسر کارکنانی که دیر می آیند و زیاد غیبت دارند. ـ دردسر کارکنانی که کار ناقص انجام می دهند، یا کارکنانی که نسبت به کاربی علاقه اند، و کارکنانی که تغییرات را نمی پذیرند.
چاره دردسرهای مدیر برای اجراء صحیح دستورات ـ دستور را دقیق ، صریح ، واضح ، کامل و ساده بدهید. حتی الامکان علت دستور را ذکر کنید، دستور را آن قدر تکرار کنید تا کارکنان بفهمند و در صورت لزوم دستور کتبی صادر کنید. در موقع صدور دستور شخصیت کارکنان را خرد نکنید. فراموش نکنید غالبا علت انجام کار غلط دستور غلط است . برای بررسی روحیه کارکنان بی علاقه بیشتر به آنها توجه و با آنها صحبت کنید، علاقه آنها را بر انگیزید، تاکید کنید کار بهتر سبب ترقی بیشتر است . برای جلب همکاری کارکنان ، خودتان سرمشق باشید. با خلوص نیت در کارکنان ایجاد اعتماد نمائید، بدبین و کینه توز نباشید، کاری کنید که احترامتان محفوظ باشد، نشان بدهید که همکاری برای طرفین مفید است ، اگر رنجش و کدورت و نارضایتی هست رفع کنید، به این اصل معتقد باشید که افراد بیشتر خوبند تابد. قابلیتهای لازم برای مدیران : تنظیم برنامه کار خود و دیگران ، طراحی فعالیت موجود در حیطه نظارت مربوطه ، کشف استعدادهای ویژه افراد و فراهم آوردن امکانات رشد آنها از طریق دوره های کار آموزی و آموزشی ، تصمیم گیری با استفاده از اصول و روشهای تجزیه و تحلیل مشکلات ، حل اختلاف افراد تحت نظارت ، ایجاد و حفظ هماهنگی با دیگر سرپرستان ، ترغیب کارکنان و قبول مسئولیت بیشتر، استفاده از تشویق و تنبیه به عنوان عوامل انگیزش ، بررسی مراحل روش کار، ساده کردن کار و تخمین زمان لازم برای انجام کار، ایجاد روابط سازنده با گروههای کارگری و کارمندی ، انجام مصاحبه استخدامی ، انجام ارزشیابی عملکرد کارکنان ، نظارت بر کنترل فعالیتها و برنامه ها، شناسایی شخصیت و درک علل رفتارهای کارکنان ، توانایی استفاده از کامپیوتر در امور اداری مالی و عملیاتی مربوط به واحد خود، توانایی تنظیم گزارشهای لازم درباره وضعیت واحد تحت سرپرستی ، تنظیم بودجه جاری و عملیاتی واحد مربوطه .(بر گرفته از تعاون شماره 117)

طراحی VLAN : مفاهيم اوليه

 

طراحی VLAN : مفاهيم اوليه

 Virtual Local Area Networks)  VLAN) ، يکی از فن آوری های پيشرفته در شبکه های کامپيوتری است که اخيرا" با توجه به ويژگی های منحصربفرد خود توانسته است در کانون توجه طراحان و پياده کنندگان شبکه های کامپيوتری قرار بگيرد ( منبع  : VLAN چيست ؟  ) .
طراحی و پياده سازی  يک شبکه کامپيوتری کار ساده ای نمی باشد و  شبکه های VLAN نيز از اين قاعده مستثنی نخواهند بود ، چراکه در اين نوع شبکه ها مجموعه ای متنوع از پروتکل ها به منظور نگهداری و مديريت شبکه بکار گرفته می شود .
در اين مطلب قصد نداريم به نحوه پيکربندی يک شبکه VLAN  اشاره نمائيم ( در مطالب جداگانه ای به اين موضوع خواهيم پرداخت ) . در ابتدا لازم است به طرح های فيزيکی متفاوت VLAN و مفاهيم اوليه آن اشاره ای داشته باشيم تا از اين رهگذر با مزايا و دستاوردهای اين نوع شبکه ها بيشتر آشنا شويم .
بخاطر داشته باشيد که برای طراحی و پياده سازی شبکه های کامپيوتری که هر يک دارای منابع و ملزومات مختص به خود می باشند ، فنآوری های متفاوتی در دسترس می باشد  و مهم اين است که بتوان با بررسی کارشناسی بهترين گزينه در اين رابطه را  استفاده نمود .

طراحی اولين VLAN
در اکثر پيکربندی های VLAN ، محوريت بر اساس گروه بندی دپارتمان ها صرفنظر از محل استقرار فيزيکی آنان در يک شبکه می باشد. بدين ترتيب مديريت دپارتمان ها متمرکز و امکان دستيابی به منابع مهم و حياتی شبکه  محدود و صرفا" در اختيار کاربران مجاز قرار خواهد گرفت .
در ادامه به بررسی يک سازمان فرضی خواهيم پرداخت که قصد طراحی و پياده سازی يک شبکه کامپيوتری را دارد . مدل پيشنهادی را بدون در نظر گرفتن VLAN و با لحاظ نمودن VLAN بررسی می نمائيم .
وضعيت موجود سازمان فرضی :

  • سازمان فرضی دارای چهل دستگاه ايستگاه کاری و پنج سرويس دهنده است .

  • در سازمان فرضی دپارتمان های متفاوتی با وظايف تعريف شده ، وجود دارد : دپارتمان مديريت ، دپارتمان حسابداری ، دپارتمان فنآوری اطلاعات 

  • دپارتمان های اشاره شده در سه طبقه فيزيکی توزيع و پرسنل آنان ممکن است در طبقات مختلف مشغول به کار باشند .

سناريوی اول : عدم استفاده از VLAN
دپارتمان فنآوری اطلاعات به عنوان مجری طراحی و پياده سازی شبکه به اين نتيجه رسيده است که بدليل رعايت مسائل امنيتی مناسب تر است که شبکه را پارتيشن نموده و آن را به چندين بخش تقسيم نمايد . هر دپارتمان در يک Broadcast domain قرار گرفته  و با استفاده از ليست های دستيابی که بين محدوده های هر يک از شبکه ها قرار می گيرد، اين اطمينان حاصل می گردد که دستيابی به هر يک از شبکه ها با توجه به سياست های دستيابی تعريف شده، ميسر می گردد .
با توجه به وجود سه دپارتمان متفاوت ، سه شبکه جديد ايجاد می گردد . مدل پيشنهادی در اين سناريو به صورت زير است :

ويژگی های سناريوی اول :

  • به هر دپارتمان يک شبکه خاص نسبت داده شده است .

  • در هر طبقه از يک سوئيچ اختصاصی برای هر يک از شبکه های موجود ، استفاده شده است .

  • مهمترين دستاورد مدل فوق ، افزايش امنيت شبکه است چراکه شبکه های فيزيکی عملا" از يکديگر جدا شده اند .

  • سوئيچ های موجود در هر طبقه از طريق ستون فقرات شبکه با يکديگر گروه بندی و به روتر اصلی شبکه متصل شده اند .

  • روتر مسئوليت پيچيده کنترل دستيابی و روتينگ بين شبکه ها و سرويس دهنده ها را با استفاده از ليست های دستيابی بر عهده خواهد داشت.

  • مديريت شبکه بدليل عدم وجود يک نقطه متمرکز دارای چالش های مختص به خود می باشد .

سناريوی دوم : استفاده از VLAN
در اين مدل ، طراحی شبکه با در نظر گرفتن فنآوری VLAN به صورت زير ارائه شده است : 

ويژگی های سناريوی دوم :

  • در هر طبقه  از يک سوئيچ استفاده شده است که مستقيما" به ستون فقرات شبکه متصل می گردد.

  • سوئيچ های استفاده شده در اين سناريو دارای ويژگی VLAN بوده و بگونه ای پيکربندی می گردند که سه شبکه فيزيکی و منطقی جداگانه را حمايت نمايند .

  • در مقابل روتر در سناريوی قبل از يک سوئيچ لايه سوم ، استفاده شده است . سوئيچ های فوق بسيار هوشنمند بوده و  نسبت به ترافيک لايه سوم ( لايه IP ) آگاهی لازم را دارند .

  • با استفاده از يک سوئيچ ، می توان ليست های دستيابی را به منظور محدوديت دستيابی بين شبکه ها تعريف نمود . دقيقا" مشابه عملياتی که با استفاده از روتر در سناريوی قبلی انجام می گردد ( روتينگ بسته های اطلاعاتی از يک شبکه منطقی به شبکه منطقی ديگر ) . سوئيچ های لايه سوم ، ترکيبی از يک سوئيچ قدرتمند و يک روتر از قبل تعبيه شده می باشند .

  • مقرون به صرفه بودن  ، تسهيل در امر توسعه شبکه ، انعطاف پذيری و مديريت متمرکز از جمله مهمترين ويژگی های سناريوی فوق می باشد.


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
http://www.srco.
ir

VLAN چیست؟

 

VLAN چيست ؟
 Virtual Local Area Networks)  VLAN) ، يکی از جديدترين و  جالبترين تکنولوژی های شبکه است که اخيرا" مورد توجه بيشتری قرار گرفته است . رشد بدون وقفه شبکه های LAN و ضرورت کاهش هزينه ها برای تجهيزات گرانقيمت بدون از دست دادن کارآئی و امنيت ، اهميت و ضرورت توجه بيشتر به VLAN را مضاعف نموده است .

وضعيت شبکه های فعلی 
تقريبا" در اکثر شبکه ها امروزی از يک (و يا چندين) سوئيچ که تمامی گره های شبکه به آن متصل می گردند ، استفاه می شود . سوئيچ ها روشی مطمئن و سريع به منظور مبادله اطلاعات بين گره ها در يک شبکه را فراهم می نمايند.با اين که سوئيچ ها برای انواع شبکه ها ، گزينه ای مناسب می باشند ، ولی همزمان با رشد شبکه و افزايش تعداد ايستگاهها و سرويس دهندگان ، شاهد بروز مسائل خاصی خواهيم بود . سوئيچ ها ، دستگاه های لايه دوم (مدل مرجع OSI ) می باشند که يک شبکه Flat را ايجاد می نمايند .

همانگونه که در شکل فوق مشاهده می نمائيد ، به يک سوئيچ ، سه ايستگاه متصل شده است . ايستگاههای فوق قادر به ارتباط با يکديگر بوده و هر يک به عنوان عضوی از يک  Broadcast domain مشابه می باشند. بدين ترتيب ، در صورتی که ايستگاهی يک پيام broadcast را ارسال نمايد ، ساير ايستگاههای متصل شده به سوئيچ نيز آن را دريافت خواهند داشت.
در يک شبکه کوچک ، وجود پيام های Broadcast نمی تواند مشکل و يا مسئله قابل توجهی را ايجاد نمايد، ولی در صورت رشد شبکه ، وجود پيام های braodcast می تواند به يک مشکل اساسی و مهم تبديل گردد . در چنين مواردی و در اغلب مواقع ، سيلابی از اطلاعات بی ارزش بر روی شبکه در حال جابجائی بوده و عملا" از پهنای باند شبکه،استفاده مطلوب نخواهد شد. تمامی ايستگاههای متصل شده به يک سوئيچ ، پيام های Braodcast را دريافت می نمايند . چراکه تمامی آنان بخشی از يک Broadcast doamin مشابه می باشند .
در صورت افزايش تعداد سوئيچ ها و ايستگاهها در يک شبکه ، مشکل اشاره شده ملموس تر خواهد بود .همواره احتمال وجود پيام های Braodcast  در يک شبکه وجود خواهد داشت .
يکی ديگر از مسائل مهم ، موضوع امنيت است . در شبکه هائی که با استفاده از سوئيچ ايجاد می گردند ، هر يک از کاربران شبکه قادر به مشاهده تمامی دستگاههای موجود در شبکه خواهند بود . در شبکه ای بزرگ که دارای سرويس دهندگان فايل ، بانک های اطلاعاتی و ساير اطلاعات حساس و حياتی است ، اين موضوع می تواند امکان مشاهده تمامی دستگاههای موجود در شبکه را برای هر شخص فراهم نمايد . بدين ترتيب منابع فوق در معرض تهديد و حملات بيشتری قرار خواهند گرفت . به منظور حفاظت اينچنين سيستم هائی می بايست محدوديت دستيابی را در سطح شبکه و با ايجاد سگمنت های متعدد و يا استقرار يک فايروال در جلوی هر يک از سيستم های حياتی ، انجام داد .

معرفی VLAN
تمامی مسائل اشاره شده در بخش قبل را و تعداد بيشتری را  که به آنان اشاره نشده است را می توان با ايجاد يک VLAN به فراموشی سپرد . به منظور ايجاد VLAN ، به يک سوئيچ لايه دوم که اين تکنولوژی را حمايت نمايد ، نياز می باشد . تعدادی زيادی از افراديکه جديدا" با دنيای شبکه آشنا شده اند ، اغلب دارای برداشت مناسبی در اين خصوص نمی باشند و اينگونه استنباط نموده اند  که صرفا" می بايست به منظور فعال نمودن VLAN ،  يک نرم افزار اضافه  را بر روی سرويس گيرندگان و يا سوئيچ نصب نمايند . ( برداشتی کاملا" اشتباه ! ) . با توجه به اين که در  شبکه های VLAN ، ميليون ها محاسبات رياضی انجام می شود ، می بايست از سخت افزار خاصی که درون سوئيچ تعبيه شده است ، استفاده گردد (دقت در زمان تهيه يک سوئيچ)،در غير اينصورت امکان ايجاد يک VLAN با استفاده از سوئيچ تهيه شده ، وجود نخواهد داشت . 
هر VLAN که بر روی سوئيچ ايجاد می گردد ، به منزله يک شبکه مجزا می باشد . بدين ترتيب برای هر VLAN موجود يک broadcast domain جداگانه ايجاد می گردد . پيام های broadcast ، به صورت پيش فرض ، از روی تمامی پورت هائی از شبکه که عضوی از يک  VLAN مشابه نمی باشند، فيلتر می گردند . ويژگی فوق ، يکی از مهمترين دلايل متداول شدن VALN در شبکه های بزرگ امروزی است ( تمايز بين سگمنت های شبکه ) . شکل زير يک نمونه شبکه با دو VLAN را نشان می دهد : 

در شکل فوق ، يک شبکه کوچک با شش ايستگاه را که به يک سوئيچ ( با قابليت حمايت از VLAN ) متصل شده اند ، مشاهده می نمائيم . با استفاده از پتانسيل VLAN سوئيچ ، دو  VLAN  ايجاد شده است که به هر يک سه ايستگاه متصل شده است (VLAN1  و VLAN2) . زمانی که ايستگاه شماره يک متعلق به VLAN1 ، يک پيام  Braodcast را ارسال می نمايد ( نظير : FF:FF:FF:FF:FF:FF  ) ، سوئيچ موجود آن را صرفا" برای ايستگاههای شماره دو وسه فوروارد می نمايد . در چنين مواردی  ساير ايستگاههای متعلق به VLAN2 ، آگاهی لازم در خصوص پيام های broadcast ارسالی بر روی VLAN1 را پيدا نکرده  و درگير اين موضوع نخواهند شد .
در حقيقت ، سوئيچی که قادر به حمايت از VLAN می باشد ، امکان پياده سازی چندين شبکه مجزا را فراهم می نمايد ( مشابه داشتن دو سوئيچ جداگانه و اتصال سه ايستگاه به هر يک از آنان در مقابل استفاده از VLAN ) . بدين ترتيب شاهد کاهش چشمگير هزينه های برپاسازی يک شبکه خواهيم بود .
فرض کنيد قصد داشته باشيم زير ساخت شبکه موجود در يک سازمان بزرگ را به دوازده شبکه جداگانه تقسيم نمائيم . بدين منظور می توان با تهيه دوازده سوئيچ و اتصال ايستگاههای مورد نظر به هر يک از آنان ، دوازده شبکه مجزا که امکان ارتباط بين آنان وجود ندارد را ايجاد نمائيم . يکی ديگر از روش های تامين خواسته فوق ، استفاده از VLAN است . بدين منظور می توان از يک و يا چندين سوئيچ که VLAN را حمايت می نمايند ، استفاده و دوازده VLAN را ايجاد نمود . بديهی است ، هزينه برپاسازی چنين شبکه هایی به مراتب کمتر از حالتی است که  از دوازده سوئيچ جداگانه ، استفاده شده باشد .
در زمان ايجاد VALN ، می بايست تمامی ايستگاهها را به سوئيچ متصل و در ادامه ، ايستگاههای مرتبط با هر VLAN را مشخص نمود. هر سوئيچ در صورت حمايت از VLAN ، قادر به پشتيبانی از تعداد مشخصی VLAN است . مثلا" يک سوئيچ ممکن است 64 و يا  266  VLAN را حمايت نمايد.


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
http://www.srco.
ir

اشکال زدائی کارت شبکه ( بخش دوم )

در صورتی که پس از بررسی موارد اشاره شده  در بخش اول اين مطلب ، مشکل کارت شبکه همچنان وجود داشته باشد، می توان کارت شبکه را بر روی يک سيستم که نسبت به عملکرد صحيح آن اطمينان وجود دارد ، نصب نمود . در صورتی که کارت شبکه وظايف خود را بر روی سيستم جديد به درستی انجام داد ، مشخص خواهد شد  که مشکل مربوط به کارت شبکه نبوده و ممکن است سيستم دارای يک مشکل سخت افزاری و يا نرم افزاری خاص باشد .

اجرای برنامه اشکال زدائی ارائه شده به همراه  کارت شبکه
تقريبا" به همراه تمامی کارت های شبکه حتی آنانی که به عنوان plug&Play ارائه می شوند ، يک فلاپی ديسک عرضه می گردد که بر روی آن درايورهای نرم افزاری و يک برنامه اشکال زدائی وجود دارد . برای اجرای برنامه های عيب يابی ارائه شده همراه کارت های شبکه ، عموما" می بايست کامپيوتر را با سيستم عامل DOS راه اندازی ( Boot ) نمود . بدين منظور برخی از کارت های شبکه به همراه يک فلاپی ديسک ارائه می گردند که Bootable نيز می باشد . زمانی که از برنامه های عيب يابی استفاده می گردد، می بايست اطمينان داشت که درايور و يا مدير حافظه اضافه ای در حافظه مستقر نشده باشد . ( پيشگيری از conflict ) . توجه داشته باشيد که منظور از DOS ، پنجره خط دستور ويندوز نمی باشد ، کامپيوتر می بايست با سيستم عامل DOS راه اندازی گردد .
تست هائی را که می توان با استفاده از برنامه های عيب يابی انجام داد به نوع برنامه ارائه شده بستگی دارد. پس از اجرای برنامه های عيب يابی با استفاده از منوی ارائه شده می توان يک و يا چندين تست را انجام داد . تست های فوق می تواند شامل بررسی وضعيت سخت افزار کارت شبکه  و يا تست loopback باشد .  برخی از کارت ها تست echo را نيز انجام می دهند. در چنين مواردی دو کارت شبکه  از يک توليد کننده يکسان  قادر به مبادله بسته های اطلاعاتی بين يکديگر می باشند .
در صورتی که کارت شبکه تمامی تست های ارائه شده توسط برنامه عيب يابی را با موفقيت به اتمام نرساند و اين اطمينان نيز وجود دارد که اسلاتی که کارت شبکه در آن نصب شده است ، مشکل خاصی ندارد ، می توان با احتمال بسيار زياد مشکل را در ارتباط با کارت شبکه تشخيص داد و به منظور رفع اشکال ،  آن را با کارت ديگر جايگزين نمود .
از روش فوق در زمان نصب يک کارت شبکه جديد نيز می توان استفاده نمود . با اين که اکثر کارت های شبکه را می توان با استفاده از برنامه کمکی Add/Remove Hardware نصب نمود ، برای نصب برخی از کارت های شبکه می بايست از برنامه های نصب موجود بر روی فلاپی ديسک و يا CD  همراه کارت شبکه، استفاده نمود.

عدم پيکربندی صحيح کارت شبکه
در صورتی که کارت شبکه تمامی تست های ارائه شده توسط برنامه عيب يابی را با موفقيت به اتمام برساند و مشاهده گردد که مشکل خاصی در ارتباط با عناصر فيزيکی  موجود بر روی کارت شبکه، کامپيوتر ، هاب و يا سوئيچ  وجود ندارد ، می توان متمرکز بر روی پيکربندی کارت شبکه گرديد و پارامترهای تنظيم شده در ارتباط با آن را بررسی نمود . بدين منظور لازم است مقادير درنظر گرفته شده برای IRQ و ساير اطلاعات پيکربندی مربوط به دستگاه های نصب شده بر روی کامپيوتر ، بررسی گردند . در صورت استفاده از سيستم عامل ويندوز ، می توان از برنامه System information به منظور آگاهی از وضعيت پيکربندی تجهيزات نصب شده بر روی سيستم ، استفاده نمود .
در صورت وجود conflict بين تنظيمات انجام شده ، می توان IRQ و  آدرس های حافظه مورد نياز را مجددا" به دستگاه های موجود نسبت داد تا امکان عملکرد صحيح تمامی دستگاه های نصب شده  فراهم گردد . مقداردهی مجدد مقادير IRQ و آدرس های حافظه ، مستلزم استفاده از نرم افزار ارائه شده همراه کارت شبکه است . در صورتی که از يک کارت ISA قديمی استفاده می گردد ، می بايست به منظور تغيير اطلاعات پيکربندی از  jumper و يا سوئيچ های کوچک موجود بر روی کارت شبکه استفاده نمود. در صورت استفاده از يک کارت EISA  ، می بايست از برنامه ECU به منظور پيکربندی کارت شبکه استفاده گردد .

بررسی پيکربندی شبکه
در صورتی که  پس از انجام عمليات اشاره شده ، اشکال موجود تشخيص و  برطرف نگردد ، ممکن است مشکل موجود در ارتباط با Protocol state باشد . مثلا" در صورتی که از يک سرويس دهنده DHCP برای اختصاص آدرس IP و ساير اطلاعات پيکربندی استفاده می گردد ، ممکن است کامپيوتر مورد نظر قادر به دريافت آدرس IP و ساير اطلاعات پيکربندی از يک سرويس دهنده DHCP  نباشد . در صورتی که آدرس IP به صورت دستی تنظيم و به کامپيوتر مورد نظر نسبت داده شده است ، می بايست اطمينان حاصل گردد که آدرس فوق به بيش از يک کامپيوتر نسبت داده نشده است . در اين رابطه لازم است آدرس IP نسبت داده شده به يک کامپيوتر با توجه به Subnet مربوطه نيز بررسی گردد .

به منظور تسهيل در امر نگهداری و عيب يابی کامپيوترهای موجود در يک شبکه ، پيشنهاد می گردد اطلاعات پيکربندی هر يک از گره های  موجود در شبکه مستند گردد . مثلا" می توان با استفاده از برنامه ای نظير Execl ليست تمامی گره های موجود در شبکه به همراه اطلاعات پيکربندی مرتبط با آنان را تهيه تا در صورت بروز اشکال با مراجعه به آن سريعا" اقدام به عيب يابی و رفع اشکال نمود .


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
منبع:http://www.srco.
ir

اشکال زدائی کارت شبکه ( بخش اول )

 

کارت شبکه ، يکی از مهمترين عناصر سخت افزاری در زمان پياده سازی يک شبکه کامپيوتری است  که امکان ارتباط يک کامپيوتر با محيط انتقال را فراهم می نمايد . پس از نصب فيزيکی کارت شبکه ، ممکن است به دلايل متعددی امکان استفاده عملياتی از آن وجود نداشته باشد :

  • وجود اشکال در سخت افزار کارت شبکه و يا کامپيوتری که کارت شبکه بر روی آن نصب شده است  .
  • وجود اشکال در کابلی که کارت شبکه را به هاب و يا سوئيچ متصل می نمايد .
  • هاب و يا سوئيچ دارای مشکلات مربوط به خود باشند .

اشکال زدائی يک کارت شبکه ممکن است صرفا" در حد و اندازه اعمال تغييراتی در خصوص پيکربندی آن باشد . در برخی موارد ، به منظور عيب يابی و رفع اشکال موجود ، می بايست تمامی موارد اشاره شده را بررسی نمود. در صورتی که از سيستم عامل ويندوز استفاده می گردد ، می توان لاگ سيستم را از طريق  Event Viewer مشاهده نمود . در فايل فوق تمامی خطاهای زمان راه اندازی سيستم ثبت می شود . پس از بررسی لاگ سيستم ، ممکن است مشکل موجود مربوط به پيکربندی يک نرم افزار خاص باشد .
در زمان نصب کارت شبکه بر روی يک ايستگاه ، می بايست در ابتدا به مستندات ارائه شده همراه کارت شبکه مراجعه نمود تا مشخص گردد که چه مقاديری را می بايست برای IRQ و آدرس پورت I/O  در نظر گرفت . در چنين مواردی لازم است که مستندات ساير دستگاه های نصب شده بر روی سيستم نيز مطالعه گردد. چراکه ممکن است اشکال موجود مربوط به conflict بين برخی تنظيمات انجام شده درخصوص ساير دستگاه های موجود بر روی سيستم باشد . ( برای رفع اشکال ، می بايست تنظيمات و پيکربندی ساير دستگاه ها را تغيير داد ) .
در صورتی که تمامی کارت های نصب شده بر روی يک سيسنم از نوع plug&play باشند ، می توان اين اطمينان را داشت که يک IRQ و يا آدرس حافظه باعث بروز conflict در سيستم نشده است . در چنين مواردی به منظور عيب يابی و رفع اشکال موجود ، می بايست امکاناتی ديگر نظير کابل ، هاب و سوئيچ را بررسی نمود .

بررسی LEDs : چراغ های مربوط به فعاليت و لينک
تمامی کارت های شبکه دارای يک و يا چندين LED به منظور نمايش وضعيت عملکرد کارت شبکه در هر لحظه می باشند . برای آگاهی از عملکرد هر يک از LED های موجود، می بايست به مستندات کارت شبکه مراجعه نمود . مثلا" برخی کارت های شبکه دارای يک LED به منظور نمايش وضعيت لينک ارتباطی می باشند . در اغلب موارد در صورتی که LED فوق روشن باشد ، اشکالی در لينک ارتباطی وجود نداشته و  در مواردی که  LED در وضعيت flashing باشد ، نشاندهنده وجود اشکال در لينک ارتباطی است (نظير مشکل در کابل ارتباطی و يا کانکتورها ) .
کارت های شبکه عموما" دارای  يک LED ديگر به منظور نمايش وضعيت فعاليت شبکه می باشند . مثلا" در مواردی که LED فوق در وضعيت چشمک زن ( blinking ) باشد ، نشاندهنده ارسال و يا دريافت داده توسط کارت شبکه است .با توجه به اين که استانداردهای متفاوتی ممکن است در اين رابطه استفاده شده باشد ، می بايست به منطور آشنائی با عملکرد هر LED به مستندات کارت شبکه مراجعه نمود .اکثر سوئيچ ها و هاب ها نيز دارای يک LED به منظور نمايش وضعيت لينک ارتباطی با دستگاه موجود در شبکه می باشند ، بنابراين در صورت بروز اشکال می توان وضعيت اين LED را نيز بررسی نمود .
در صورت اطمينان از وجود اشکال در لينک ارتباطی ، می توان مراحل زير را به منظور رفع اشکال دنبال نمود :

  • بررسی تمامی کانکتورها به منظور حصول اطمينان از اتصال درست آنان در سوکت مربوطه

  • اطمينان از تنظيم صحيح کارت شبکه و  پورت سوئيچ و يا هاب برای نوع يکسانی از لينک ارتباطی . ( مثلا" يک طرف بر روی سرعت 100Mbps و سمت ديگر بر روی سرعت 10Mbps تنظيم شده باشد و يا ممکن است سوئيچ در حالت full duplex تنظيم شده باشد در حالی که اين وضعيت در رابطه با کارت شبکه اعمال نشده است ) .

  • در صورتی که کارت شبکه ويژگی auto-negotiation را حمايت می نمايد ، سعی نمائيد ويژگی فوق را بر روی هاب و يا سوئيچ فعال و يا غير فعال نمائيد . در برخی موارد عليرغم اين که در مستندات ارائه شده همراه سوئيچ و يا هاب اعلام می شود که آنان دارای ويژگی auto-negotiation می باشند، ولی عملا" ممکن است دارای عملکرد صحيحی در اين رابطه نباشند . در چنين مواردی می بايست به صورت دستی اقدام به تنظيم و پيکربندی مناسب پورت هاب و يا سوئيچ نمود.

  • استفاده از پورت ديگری بر روی سوئيچ و يا هاب 

  • استفاده از يک کابل ديگر که نسبت به صحت عملکرد آن اطمينان داريد .

  • نصب مجدد کارت شبکه در اسلات مربوطه 

  • تغيير اسلاتی که کارت شبکه بر روی آن نصب شده است.

  • بررسی تنظيمات BIOS کامپيوتر . در اين رابطه لازم است که مستندات ارائه شده همراه کامپيوتر بررسی گردد تا مشخص شود که آيا می بايست برای آداپتورهای قديمی PCI اقدام به رزو نمودن IRQ نمود تا آنان از IRQ مشابهی استفاده ننمايند . در برخی از کامپيوترها می توان يک اسلات PCI را با استفاده از برنامه BIOS فعال و يا غيرفعال نمود . ( در صورت حمايت BIOS ) .

  • استفاده از يک کارت شبکه سالم تا مشخص گردد که آيا مشکل لينک ارتباطی همچنان وجود دارد .

در صورتی که پس از بررسی موارد اشاره شده همچنان مشکل وجود داشته باشد ، کارت شبکه را بر روی يک سيستم که نسبت به عملکرد صحيح آن اطمينان وجود دارد ، نصب نمائيد . در صورتی که کارت شبکه وظايف خود را بر روی سيستم جديد به درستی انجام می دهد ، مشخص خواهد شد  که مشکل مربوط به کارت شبکه نبوده و ممکن است سيستم دارای يک مشکل سخت افزاری و يا نرم افزاری  باشد .


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
منبع:http://www.srco.
ir

هاب و نحوه عملکرد آن

 

 

هاب و نحوه عملکرد آن

هاب از جمله تجهيزات سخت افزاری است که از آن به منظور برپاسازی شبکه های کامپيوتری استفاده می شود . گرچه در اکثر شبکه هائی که امروزه ايجاد می گردد از سوئيچ  در مقابل هاب  استفاده می گردد، ولی ما همچنان شاهد استفاده از اين نوع تجهيزات سخت افزاری در شبکه های متعددی می باشيم . در اين مطلب قصد داريم به بررسی هاب و نحوه عملکرد آن اشاره نمائيم . قبل از پرداختن به اصل موضوع لازم است در ابتدا با برخی تعاريف مهم که در ادامه بدفعات به آنان مراجعه خواهيم کرد ، بيشتر آشنا شويم .

  • Domain : تمامی کامپيوترهای عضوء يک domain هر اتفاق و يا رويدادی را که در domain اتفاق می افتد ، مشاهده و يا خواهند شنيد .

  •  Collision Domain : در صورت بروز يک تصادم (  Collision ) بين دو کامپيوتر، ساير کامپيوترهای موجود در domain آن را شنيده  و آگاهی لازم در خصوص آن چيزی که اتفاق افتاده است را پيدا خواهند کرد . کامپيوترهای فوق عضوء يک Collision Domain يکسان می باشند. تمامی کامپيوترهائی که با استفاده از هاب به يکديگر متصل می شوند ، عضوء يک   Collision Domain يکسان خواهند بود ( بر خلاف سوئيچ ) .

  • Broadcast Domain : در اين نوع domain ، يک  پيام broadcast ( يک فريم و يا داده که برای تمامی کامپيوترها ارسال می گردد) برای هر يک از کامپيوترهای موجود در doamin ارسال می گردد . هاب و سوئيچ  با موضوع broadcast domain برخورد مناسبی نداشته ( ايجاد حوزه های مجزاء ) و در اين رابطه به يک روتر نياز خواهد بود .

به منظور برخورد مناسب ( ايجاد حوزه های مجزاء )  با  collision domain ، broadcast domain  و افزايش سرعت و کارائی يک شبکه از تجهيزات سخت افزاری متعددی استفاده می شود . سوئيچ ها collision domain مجزائی را ايجاد می نمايند ولی در خصوص broadcast doamin بدين شکل رفتار نمی نمايند . روترها ، broadcast domain و collision domain مجزائی را ايجاد نموده و در مقابل هاب ، قادر به ايجاد broadcast doamin و Collision domain جداگانه نمی باشد . شکل زير يک نمونه هاب هشت پورت را نشان می دهد ( D-Link DE-808TP 10Mbps Ethernet 8-Port Mini-Hub ) .


منبع : سايت D-Link

آشنائی با نحوه عملکرد هاب
هاب ، يکی از تجهيزات متداول در شبکه های کامپيوتری  و  ارزانترين روش اتصال دو  و يا چندين کامپيوتر به يکديگر است . هاب در اولين لايه مدل مرجع OSI فعاليت می نمايد . آنان فريم های داده را نمی خوانند ( کاری که سوئيچ و يا روتر انجام می دهند ) و صرفا"  اين اطمينان را ايجاد می نمايند که  فريم های داده بر روی هر يک از پورت ها ، تکرار خواهد شد.
گره هائی که يک  اترنت و يا Fast Ethernet را  با استفاده از قوانين CSMA/CD به اشتراک می گذارند ، عضوء يک  Collision Domain مشابه می باشند . اين بدان معنی است که تمامی گره های متصل شده به هاب بخشی از Collision domain مشابه بوده و  زمانی که يک collision اتفاق می افتد ، ساير گره های موجود در domain نيز آن را شنيده و از آن متاثر خواهند شد .
کامپيوترها و يا گره های متصل شده به هاب از کابل های ( UTP (Unshielded Twisted Pair  ، استفاده می نمايند. صرفا" يک گره می تواند به هر پورت هاب متصل گردد. مثلا" با استفاده از يک هاب  هشت پورت ، امکان اتصال هشت کامپيوتر وجود خواهد داشت .زمانی که هاب ها به متداولی امروز نبودند و قيمت آنان نيز گران بود ، در اکثر شبکه های نصب شده در ادارات و يا منازل از کابل های کواکسيال، استفاده می گرديد.
نحوه کار هاب بسيار ساده است . زمانی که يکی از کامپيوترهای متصل شده به هاب اقدام به ارسال داده ئی می نمايد ، ساير پورت های هاب نيز آن را دريافت خواهند کرد ( داده ارسالی تکرار و برای ساير پورت های هاب نيز فرستاده می شود  ) . شکل زير نحوه عملکرد هاب را نشان می دهد .

همانگونه که در شکل فوق مشاهده می نمائيد ،  گره يک داده ئی را برای گره شش ارسال می نمايد ولی تمامی گره های ديگر نيز داده را دريافت خواهند کرد . در ادامه ، بررسی لازم در خصوص داده ارسالی توسط هر يک از گره ها انجام و در صورتی که تشخيص داده شود که داده ارسالی متعلق به آنان نيست ، آن را ناديده خواهند گرفت . عمليات فوق از طريق کارت شبکه موجود بر روی کامپيوتر که آدرس MAC مقصد فريم ارسالی را بررسی می نمايد ، انجام می شود .کارت شبکه بررسی لازم را انجام  و در صورت عدم مطابقت آدرس MAC موجود در فريم ، با آدرس MAC کارت شبکه ، فريم ارسالی دور انداخته می گردد .
اکثر هاب ها  دارای يک پورت خاص می باشند که می تواند به صورت يک پورت معمولی و يا يک پورت uplink رفتار نمايد . با استفاده از يک پورت uplink می توان يک هاب ديگر را به هاب موجود، متصل نمود. بدين ترتيب تعداد پورت ها افزايش يافته و امکان اتصال تعداد بيشتری کامپيوتر به شبکه فراهم می گردد .روش فوق گزينه ای ارزان قيمت به منظور افزايش تعداد گره ها در يک شبکه است ولی با انجام اين کار شبکه شلوغ تر شده و همواره بر روی آن حجم بالائی داده غير ضروری در حال جابجائی است. تمامی گره ها ، عضوء يک Broadcast domain و collision domain يکسانی می باشند ، بنابراين تمامی آنان هر نوع collision و يا Broadcast را که اتفاق خواهد افتاد ، می شنوند .
در اکثر  هاب ها از يک LED به منظور نشان دادن فعال بودن ارتباط برقرار شده بين هاب و  گره و از LED ديگر به منظور نشان دادن بروز يک collision ، استفاده می گردد . ( دو LED مجزاء ) . در برخی از هاب ها  دو LED مربوط به فعال بودن لينک ارتباطی بين هاب و گره و  فعاليت پورت با يکديگر ترکيب و زمانی که پورت در حال فعاليت است ، LED مربوطه چشمک زن شده و زمانی که فعاليتی انجام نمی شود، LED فوق به صورت پيوسته روشن خواهد بود .


LED  مربوط به Collision موجود بر روی هاب ها زمانی روشن می گردد که يک collision بوجود آيد . Collision زمانی بوجود می آيد که  دو کامپيوتر و يا گره سعی نمايند در يک لحظه بر روی شبکه صحبت نمايند . پس از بروز يک Collision ، فريم های مربوط به هر يک از گره ها با يکديگر برخورد نموده و خراب می گردند . هاب به منظور تشخيص اين نوع تصادم ها به اندازه کافی هوشمند بوده و برای مدت زمان کوتاهی چراغ مربوط به collision روشن می گردد . ( يک دهم ثانيه به ازای هر تصادم ) .
تعداد اندکی از هاب ها دارای يک اتصال خاص از نوع BNC بوده که می توان از آن به منظور اتصال يک کابل کواکسيال ، استفاده نمود . پس از اتصال فوق ، LED مربوط به اتصال BNC روی هاب روشن می گردد.


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
منبع:http://www.srco.
ir

کابل کشی شبکه (2)

 

کابل کشی شبکه : ايجاد کابل Straight 
کابل کشی شبکه يکی از مراحل مهم در زمان پياده سازی يک شبکه کامپيوتری است که می بايست با دقت،ظرافت خاص و پايبندی به اصول کابل کشی ساختيافته ، انجام شود. برای ايجاد کابل های UTP از تجهيزات زير استفاده می گردد :

تجهيزات مورد نياز

 کانکتورهای RJ-45

 کابل UTP

 آچار پرس RJ-45 سيم لخت کن

يکی از عوامل تاثير گذار در پشتيبانی و نگهداری يک شبکه ، نحوه کابل کشی آن است . با رعايت اصول کابل کشی ساختيافته ، در صورت بروز اشکال در شبکه ، تشخيص و اشکال زدائی آن با سرعتی مناسبی انجام خواهد شد .

مراحل ايجاد يک کابل :  بدون هيچگونه توضيح اضافه !

مرحله دوم

مرحله اول

مرحله چهارم

مرحله سوم

مرحله پنجم

مدل های متفاوت کابل کشی کابل های UTP
به منظور کابل کشی کابل های UTP از دو استاندارد  متفاوت  T-568A و T-568B استفاده می گردد . نحوه عملکرد دو مدل فوق يکسان بوده و تنها تفاوت موجود به رنگ زوج هائی است که به يکديگر متصل می شوند.در کابل های UTP از کانکتورهای استاندارد و چهار زوج سيم بهم تابيده استفاده می گردد :

  • زوج اول : آبی و سفيد/ آبی

  • زوج دوم : نارنجی و سفيد /نارنجی
  • زوج سوم : سبز و سفيد/ سبز
  • زوج چهارم : قهوه ای و سفيد / قهوه ای

در شبکه های 100/10 Mbit از زوج های دو و سه استفاده شده و  زوج های يک و چهار رزو شده می باشند . در شبکه های گيگااترنت از تمامی چهار زوج استفاده می گردد. کابل های CAT5 متداولترين نوع کابل UTP بوده که دارای انعطاف مناسب بوده و نصب آنان بسادگی انجام می شود .

ايجاد يک کابل UTP به منظور اتصال کامپيوتر به هاب ( معروف به کابل های Straight )
اترنت عموما" با استفاده از هشت کابل هادی به همراه هشت پين ماژولار plugs/jacks  ، داده را حمل می کند . کانکتور استاندارد،  RJ-45 ناميده شده و مشابه کانکتور استاندارد  RJ-11 است که در تلفن استفاده می گردد. يک رشته کابل CAT5 شامل چهار زوج سيم بهم تابيده است که هر زوج دارای دو رشته سيم با رنگ هائی خاص است . (يک رشته رنگی و يک رشته سفيد با نواری به رنگ رشته زوج مربوط  ) . به منظور تسهيل در امر نگهداری ، می بايست به اندازه ضروری سيم های بهم تابيده را از حالت پيچش خارج نمود ( مثلا" حدود يک سانتيمتر ) . زوج های در نظر گرفته شده برای اترنت ده و يکصد مگابيت به رنگ نارنجی و سبز می باشند . از دو زوج ديگر ( رنگ قهوه ای و آبی ) می توان به منظور يک خط اترنت دوم و يا اتصالات تلفن استفاده نمود . 
به منظور کابل کشی کابل های UTP از دو استاندارد متفاوت با نام   T-568B ( يا EIA ) و T-568A ( يا AT&T ، 258A ) ، استفاده می گردد . تنها تفاوت موجود بين آنان ترتيب اتصالات است .

شماره پين های استاندارد T568B
همانگونه که در جدول زير مشاهده می گردد ، شماره پين های فرد همواره سفيد بوده که با يک نوار رنگی پوشش داده می شوند .

کد رنگ ها در استاندارد T568B

 کاربرد

 زوج

رنگ

شماره پين

 TxData+

 دوم سفيد/ نارنجی  يک

TxData-

 دوم نارنجی دو

RecvData+

سوم سفيد / سبز سه

 

يک  آبی چهار

 

يک سفيد /آبی پنج

RecvData-

سوم سبز شش

 

چهارم سفيد/قهوه ای هفت

 

چهارم قهوه ای هشت

 

 استاندارد T568B

شماره پين های استاندارد  T568A
در استاندارد  T568A ، اتصالات سبز و نارنجی برعکس شده است ، بنابراين زوج های يک و دو بر روی چهار پين وسط قرار می گيرند (سازگاری با  اتصالات  telco voice )  .

کد رنگ ها در استاندارد T568A

 کاربرد

 زوج

رنگ

شماره پين

RecvData+

 سوم سفيد/ سبز  يک

RecvData-

سوم سبز دو

TxData+

دوم سفيد / نارنجی سه
  يک  آبی چهار
  يک سفيد /آبی پنج

TxData-

دوم نارنجی شش
  چهارم سفيد/قهوه ای هفت
  چهارم قهوه ای هشت

 

 استاندارد T568A

موارد استفاده
متداولترين کاربرد يک کابل straight ، اتصال  بين  يک کامپيوتر و هاب /سوئيچ است . در چنين مواردی ، کامپيوتر مستقيما" به هاب و يا سوئيچ متصل شده که به صورت اتوماتيک و با استفاده از مداراتی خاص،   کابل  cross over می گردد .

شکل فوق يک اتصال استاندارد straight در کابل های CAT5 را نشان می دهد که از آن به منظور اتصال يک PC به هاب استفاده می گردد . ممکن است با مشاهده شکل فوق انتظار داشته باشيد که  +TX يک طرف به +TX طرف ديگر متصل گردد( عملا" اين اتفاق نيافتاده است ) . زمانی که يک PC به  هاب متصل می گردد ، هاب به صورت اتوماتيک و با استفاده از مدارات داخلی خود کابل را  X-over  نموده  و بدين ترتيب ، پين شماره يک از کامپيوتر ( + TX ) به پين شمار يک هاب ( + RX ) متصل می گردد .
در صورتی که هاب عمليات x-over را انجام ندهد ( در زمان استفاده از پورت Uplink  ) ، پين شماره يک  کامپيوتر (+ TX) به پين شماره يک هاب (+ TX ) متصل می گردد . بنابراين مهم نيست که چه نوع عملياتی را  با پورت HUB انجام می دهيم  (  Uplink و يا نرمال ) ،  سيگنال های نسبت داده شده به  هشت پين  سمت PC ، همواره يکسان باقی مانده و  هاب با توجه به نوع استفاده از پورت ( نرمال و يا Uplink) عمليات لازم را انجام خواهد داد .


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
منبع:http://www.srco.
ir

کابل کشی شبکه(1)

کابل کشی شبکه : ايجاد کابل X-Over

کابل های کراس CAT5 UTP که از آنان با نام X-over نيز نام برده می شود ، يکی از متداولترين کابل های استفاده شده پس از کابل های Straight می باشند . با استفاده از کابل های فوق ، می توان دو کامپيوتر  را بدون نياز به يک هاب و يا سوئيچ به يکديگر متصل نمود. با توجه به اين که هاب عمليات X-over را به صورت داخلی انجام می دهد ، در زمانی که يک کامپيوتر را به يک هاب متصل می نمائيم ، صرفا" به يک کابل Straight نياز می باشد . در صورتی که قصد اتصال دو کامپيوتر به يکديگر را بدون استفاده از يک هاب داشته باشيم ، می بايست عمليات X-over را به صورت دستی انجام داد و کابل مختص آن را ايجاد نمود.

چرا به کابل های X-over نياز داريم ؟
در زمان مبادله داده بين دو دستگاه ( مثلا" کامپيوتر ) ، يکی از آنان  به عنوان دريافت کننده و ديگری به عنوان فرستنده ايفای وظيفه می نمايد . تمامی عمليات ارسال داده از طريق کابل های شبکه انجام می شود .يک کابل شبکه از چندين رشته سيم ديگر تشکيل می گردد. از برخی رشته  سيم ها به منظور ارسال داده و از برخی ديگر به منظور دريافت داده استفاده می شود. برای ايجاد يک کابل X-over  از رويکرد فوق استفاده شده و  TX ( ارسال ) يک سمت به RX (دريافت ) سمت ديگر، متصل می گردد . شکل زير نحوه انجام اين عمليات را نشان می دهد :

 اتصال دو کامپيوتر به يکديگر با استفاده از يک کابل X-over

کابل CAT5 X-over
به منظور ايجاد کابل های کراس CAT5 صرفا" از يک روش استفاده می گردد. همانگونه که قبلا" اشاره گرديد ، يک کابل X-over  پين TX يک سمت را به پين RX سمت ديگر متصل می نمايد( و برعکس) . شکل زير شماره پين های يک کابل CAT5 معمولی X-over را نشان می دهد .

شماره پين های يک کابل  CAT5 X-over  .

همانگونه که در شکل فوق مشاهده می گردد در کابل های X-over  صرفا" از پين های شماره يک ، دو ، سه و شش استفاده می گردد . پين های يک و دو بمنزله يک زوج بوده و پين های سه و شش زوج ديگر را تشکيل می دهند . از پين های چهار ، پنج ، هفت و هشت استفاده نمی گردد . ( صرفا" از چهار پين برای ايجاد يک کابل X-over ، استفاده می گردد ) .

موارد استفاده از کابل های X-over 
از کابل های X-over صرفا" به منظور اتصال دو کامپيوتر استفاده نمی شود  و می توان از آنان در دستگاه های متفاوتی نظير سوئيچ  و يا هاب نيز استفاده نمود . در صورتی که  قصد داشته باشيم دو هاب را به يکديگر متصل نمائيم ، معمولا" از  پورت uplink استفاده می گردد. پورت فوق ، بخش های tx و rx را کراس نمی نمايد. شکل زير نحوه اتصال دو هاب به يکديگر با استفاده از يک کابل Straight و از طريق پورت Uplink را نشان می دهد :

اتصال دو هاب با استفاده از پورت Uplink و يک کابل Straight

با توجه به وجود پورت uplink ، نيازی به استفاده از  يک کابل x-over نخواهد بود .  در صورتی که امکان استفاده از پورت uplink وجود نداشته باشد و بخواهيم دو هاب را با استفاده از پورت های معمولی به يکديگر متصل نمائيم ، می توان  از يک کابل X-over استفاده نمود . شکل زير نحوه اتصال دو هاب به يکديگر با استفاده از يک کابل X-over را و بدون استفاده از پورت Uplink نشان می دهد :

اتصال دو هاب با استفاده از پورت معمولی و يک کابل X-over

شکل زير تفاوت موجود بين شماره پين های يک کابل Straight و X-over را نشان می دهد :

تفاوت شماره پين های بين  کابل Straight و X-over



استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
منبع:http://www.srco.
ir

مستند سازی شبكه ( بخش دوم )

 

مستند سازی شبكه ( بخش دوم )
همانگونه كه در بخش اول اشاره گرديد ، مستندسازی يكی از ضروريات مهم در  تمامی عرصه های حيات بشری است چراكه با اين كار شما فرصت استفاده از تجارب مثبت خود را با بهای كمتر و در زمانی اندك در اختيار ديگران قرار می دهيد . شبكه های كامپيوتری‌ ، مسئوليت ارائه زيرساخت اطلاعاتی در هر سازمان مدرن را برعهده دارند و توجه به مستندسازی آنان بسيار حائز اهميت است . مستندسازی شبكه های كامپيوتری، تلاشی ارزشمند در جهت استفاده و نگهداری  بهينه از منابع موجود و برخورد ساختيافته با مشكلات ناخواسته است .
در بخش اول به منظور مستند سازی شبكه های كامپيوتری به چهار مرحله اساسی اشاره گرديد . در ادامه با عملياتی كه می بايست در هر مرحله انجام داد، بيشتر آشنا می شويم .

مرحله اول : رسم نمودارها ( Network Layout , Physical Network , Logical Network )
در اين مرحله می‌ بايست دياگرام های متعددی را به منظور مستندسازی وضعيت استقرار عناصر متفاوت شبكه ای ايجاد نمود :

نمودار لی اوت شبكه : در اين نوع دياگرام ها با استفاده از نقشه ساختمان و يا ساختمان های موجود ، لی اوت شبكه با تاكيد بر سيستم كابل كشی آماده می گردد . در دياگرام های فوق مواردی همچون مسير كابل ها ، انشعابات و محل فيزيكی دستگاه های شبكه ای مهمی نظير هاب و يا سوئيچ مشخص می گردد .

نمودار لی اوت شبكه

نمودار فيزيكی : به منظور برخورد سريع با مشكلاتی كه ممكن در يك شبكه ايجاد گردد ، می بايست شناخت مناسبی نسبت به لی اوت جامع فيزيكی و اتصالات مربوطه وجود داشته باشد . در واقع اين نوع دياگرام ها  نحوه اتصال اجزاء متفاوت شبكه را از لحاظ فيزيكی نشان می دهند .
در نمودارهای فوق ، می بايست ليست كامل دستگاه های شبكه ای و endpoint نشان داده شوند . به هر نوع دستگاهی كه از آن به منظور ارسال داده از يك نقطه به نقطه ديگر استفاده می‌ شود ، دستگاه شبكه ای ‌اطلاق می گردد. روتر ،‌سوئيچ ، هاب و فايروال نمونه هائی در اين زمينه می باشند . به دستگاه هائی نظير ايستگاه ها ، سرويس دهندگان و چاپگرها ، دستگاه های endpoint  گفته می شود .

از كجا می بايست شروع كرد ؟
برای شروع می بايست در ابتدا از دستگاه ها و يا نقاطی‌ شروع نمود كه شبكه را به دنيای خارج متصل می نمايد . در اين رابطه لازم است نحوه اتصال هر يك از دستگاه های شبكه ای و يا endpoint مشخص گردد مثلا" :

  • دنبال كردن كابل ورودی  از شركت های مخابراتی و داده به CSU/DSU 

  • دنبال كردن كابل ‍CSU/DSU به روتر

  • دنبال كردن كابل ورودی به روتر و نحوه ارتباط آْن با هاب و يا سوئيچ

  • و ...

پس از شناسائی هر دستگاه ، می بايست آنان را بر اساس يك فرآيند خاص نامگذاری و از برچسب های مخصوص اين كار بر اساس ضوابط زير استفاده نمود :

  • ايجاد يك مدل مشخص برای نامگذاری هر برچسب ( label )

  • عدم نامگذاری  label بر اساس نام خانوادگی اشخاص

  • استفاده از برچسب در  دو سر كابل 

  • برچسب ها را با خط خوانا نوشته تا امكان خواندن  آنان به سادگی وجود داشته باشد .

ابزارهای لازم برای‌ رسم نمودارها
مستندات يك شبكه می تواند با بهره گيری از حداقل امكانات و يا استفاده از امكانات خاصی ايجاد گردد . مثلا" در برخی موارد و با توجه به فرضيات و شرايط موجود می‌ توان نمودارها را به صورت دستی ايجاد و در مواردی ديگر از نرم افزارهای مختص اين نوع عمليات نظير visio استفاده نمود . بدبهی است استفاده از نرم افزارهای خاص ،‌باعث تسهيل در فرآيند توليد و بهنگام سازی نمودارها خواهد شد ولی ممكن است مسائل خاصی را نيز به دنبال داشته باشند . پيچيدگی ، قيمت بالا ، آشنائی با نحوه استفاده از پتانسيل های موجود از جمله مسائل جانبی در ارتباط با بكارگيری نرم افزارهای مختص رسم نمودارهای شبكه ای است . 

نمونه هائی از نمودارهای فيزيكی شبكه
مهم نيست كه از چه ابزاری برای ‌رسم دياگرام ها استفاده می گردد ،‌ مهم انجام اين كار است .
شكل زير ، يك دياگرام فيزيكی را كه با استفاده از يك ابزار ساده ايجاد شده است را نشان می‌دهد .

نمودار فيزيكی شبكه

شكل زير، يك نمونه ديگر از دياگرام های فيزيكی را كه با استفاده از نرم افزارهای مختص اين كار ايجاد شده است را نشان می دهد .

نمودار فيزيكی شبكه

نمودار منطقی شبكه : اين نوع دياگرام ها با اطلاعات لايه های بالاتر نظير پروتكل ها و برنامه ها سروكار دارند . دياگرام های منطقی ، جزئيات اطلاعات مربوط به نحوه عبور ترافيك از يك دستگاه به دستگاه ديگر را نظير روتينگ نمايش می دهند . در شكل زير يك نمونه دياگرام منطقی نشان داده شده است .

مرحله دوم : جمع آوری اطلاعات دستگاه ها ( سخت افزارها و اطلاعات پيكربندی )
در اين مرحله اطلاعات ( سخت افزاری و پيكربندی ) هر يك از دستگاه های موجود جمع آوری و ثبت می گردد . بدين منظور می توان از نرم افزارهای متعددی استفاده نمود . در اين مرحله ، اطلاعات زير می بايست جمع آوری و مستند گردد .

الف ) اطلاعات سخت افزارهای : اطلاعات زير را می بايست برای هر يك از دستگاه های شبكه ای ، ايستگاه ها ،‌سرويس دهندگان و چاپگرها مستند نمود .

  • نوع و مدل سخت افزار

  • شماره سريال 

  • تعداد پورت ها 

  • نوع و مدل كارت شبكه

  • آدرس MAC

  • نوع اتصالات ( مثلا" RJ45 )

ب ) اطلاعات پيكربندی :‌  مستندات اطلاعات پيكربندی بسيار مهم تر از اطلاعات سخت افزار است . سخت افزارها را می توان ، در صورت بروز يك مشكل خاص ، در نهايت تعويض نمود ولی از دست دادن اطلاعات مربوط به يك پيكربندی استاندارد و يا سفارشی يك سيستم ممكن شرايط استفاده و ادامه فعاليت را از آن سلب نمايد . بدين منظور لازم است فرآيند مستند سازی اطلاعات پيكربندی هر دستگاه با لحاظ نمودن موارد زير دنبال گردد :

  • چاپ نسخه هائی از فايل های پيكربندی

  • نگهداری نسخه هائی از فايل های پيكربندی ‌ بر روی ساير رسانه های ذخيره سازی و  يا يك سرويس دهنده ديگر

  • مستند سازی پيكربندی برخی از نرم افزارهای خاص و حياتی

در اين مرحله، می بايست اطلاعات مربوط به پروتكل هائی نظير  TCP/IP و سرويس دهندگانی نظير DNS و DHCP نيز مستند گردد .


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
http://www.srco.
ir

مستند سازی شبكه ( بخش اول )

 

مستندسازی شبكه يكی از فعاليت های‌ مهم و حياتی به منظور نگهداری و پشتيبانی مطلوب از يك شبكه كامپيوتری است . تولد يك شبكه با يك سناريو  آغاز و حيات آن بر اساس مجموعه شرايط موجود ادامه می يابد . هر شبكه كامپيوتری در مدت زمان حيات خود با مسائل متعددی  مواجه می گردد . مستندسازی ، امكان مديريت و راهبری مطلوب يك شبكه كامپيوتری را فراهم نموده  و مهم تر از همه اين كه تجارب مديريت يك شبكه در اختيار ساير افراد گذاشته می‌شود . افرادی كه قرار است در آينده ای نه چندان دور سكان هدايت يك شبكه را برعهده گيرند .
نسل بعد همواره می بايست از نقطه ای شروع نمايند كه ما تمام كرده ايم نه اين كه آنان نيز از همان نقطه ای شروع نمايند كه ما شروع كرده بوده ايم . رويكرد فوق اهميت و جايگاه برجسته مستند سازی در هر زمينه ای را به خوبی نشان می دهد .

آيا شبكه شما مستند شده است ؟
مستند سازی شبكه ، ايجاد يك دفترچه راهنما از شبكه به منظور تسهيل در مديريت شبكه است . لطفا" به سوالات زير پاسخ و بر اساس آن،  وضعيت مستندسازی شبكه خود را ارزيابی نمائيد .

  • آيا دارای يك دياگرام ( فيزيكی ، منطقی ) از شبكه موجود می باشيد ؟

  • آيا دياگرام شبكه بهنگام و متناسب با آخرين وضعيت موجود است ؟

  • آيا پيكربندی نرم افزارهای سرويس دهنده ، مستند شده است ؟

  • آيا پيكربندی سخت افزار های موجود مستند شده است ؟

  • آيا ضوابط استفاده از سرويس های شبكه مستند شده است ؟

  • آيا سياست های امنيتی استفاده از شبكه مستند شده است ؟

 شما شبكه را مديريت می نمائيد
 و يا
شبكه شما را اداره می نمايد ؟

در پاسخ به سوالات فوق ممكن است گفته شود كه ما به دلايل زير دارای مستنداتی نمی باشيم :

  • آخرين فردی كه به عنوان مدير شبكه در اين مركز مشغول به كار بوده است، اطلاعات را در ذهن خود مستند نموده ! و چيزی را برای ديگران مكتوب نكرده است .

  • برای مستندسازی شبكه زمان زيادی را می بايست صرف نمود و ما زمان انجام اين كار را نداريم !

  • سازمان ما دارای مستندات لازم است ولی به روز نمی باشند .

  • سازمان ما از يك مشاور و يا شركت خاص خواسته است كه اين كار را انجام دهد و آنان نيز اين كار را نه برای سازمان ما بلكه برای خود انجام داده اند .

  • در سازمان ما طراحی پس از پياده سازی انجام می‌ شود! و چون هنوز پياده سازی تمام نشده است بنابراين نمی توان طراحی را انجام تا متعاقب آن مستندسازی را آغاز نمود !

مزايای مستندسازی 

  • اشکال زدائی سریع : مستندسازی ،‌ زمان برخورد با مسائل مشابه در يك شبكه  را  كاهش خواهد داد . با استفاده از يك دياگرام تصويری ،‌ امكان شناسائی و برخورد سريعتر با نقاط بحرانی در شبكه فراهم می گردد . 
     

  • کاهش احتمال از بین رفتن داده ها : بر روی هر شبكه منابع اطلاعاتی مهم و متفاوتی وجود دارد . با مستند سازی شبكه و مديريت مطلوب آن، احتمال از دست دادن داده های ارزشمند در هر سازمان كاهش می يابد .
     

  • تسهیل در امر اشتراک فعالیت ها : مدیران شبکه می توانند مسولیت های متفاوت شبکه را به افراد دیگر واگذار نمایند ، چراکه می توان اطلاعات مستند شده را در اختيار  ساير افراد متناسب با مسئوليت آنان قرار داد .
     

  • عدم وابستگی سازمان به يك شخص حقوقی و يا حقيقی خاص : با مستندسازی شبكه ، امكان مديريت شبكه در اختيار سازمان قرار می گيرد و به فرد و يا افراد خاصی وابسته نخواهد شد ( تحقق اصل مهم "در خدمت سيستم بودن نه اين كه سيستم در خدمت ما باشد"  ) .
     

  • بهبود طراحی شبکه : یک دياگرام بهنگام شده ،  یکی از عناصر کلیدی در هر نوع فرآیند طراحی است .

مهمترین مزیت مستندسازی شبکه ،
 استفاده مفید از منبع ارزشمند زمان است .

برای ايجاد مستندات شبكه به چه ميزان اطلاعات نياز است ؟
از لحاظ تئوری ، اطلاعات جمع آوری شده می بایست بگونه ای باشند که بتوان با استفاده از آنان شبکه را از ابتدا ایجاد نمود . در عمل و با ديدی واقع گرايانه ،  میزان عمق مستندات یک شبکه به پیچیدگی شبکه ، منابع موجود بر روی آن و ابزارهای لازم برای جمع آوری مستندات بستگی دارد . موارد زیر نمونه اطلاعاتی می باشند که می توان آنان را در مستندات لحاظ نمود :

  • نقشه طبقات ساختمان 

  • دیاگرام فیزیکی شبکه

  • دیاگرام منطقی شبکه

  • اطلاعات سخت افزاری

  • اطلاعات پیکربندی

  • اطلاعات پروتکل ها

  • اطلاعات dns

  • اطلاعات مدیریتی شبکه

  • ثبت مشخصات دستگاه ها و ايجاد شناسنامه اطلاعاتی برای هر يك از آنان

  • مستند سازی رویه ها

  • سیاست های امنیتی

  • نحوه برخورد با مشکلات

مراحل مستند سازی شبكه
برای مستندسازی شبكه ،‌ می توان مراحل زير را دنبال نمود :

  • مرحله اول : رسم دياگرام ها ( Network Layout , Physical Network , Logical Network )
     

  • مرحله دوم : جمع آوری اطلاعات دستگاه ها ( سخت افزارها و اطلاعات پيكربندی )
     

  • مرحله سوم : جمع آوری اطلاعات مديريت شبكه ( منابع مديريت شبكه ، ثبت مشخصات فعلی و تغييرات اعمال شده بر روی هر دستگاه ، رويه های انجام فعاليت های روزمره شبكه و ... )
     

  • مرحله چهارم : ساير اطلاعاتی كه به نوعی در مديريت و راهبری شبكه تاثيرگذار هستند ( سياست استفاده از منابع شبكه ، سياست امنيتی و ... ) .


استفاده از اين مطلب  با ذکر منبع و اهداف غيرانتفاعی بلامانع است .
منبع:http://www.srco.
ir