چرا به مركز داده نياز داريم؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
مقدمه قابليت دسترسي به اطلاعات شکل 1
جدول 1 نشان ميدهد كه چگونه زمانهاي كوتاه در سال ميتواند وقفه به وجود بياورد و همچنان دسترسپذيري به صددرصد نزديك باشد. (جدول 1) دلايل زيادي ممكن است باعث وقفه در سيستم شوند، ولي تقريباً حدود هشتاد درصد از عواملي كه باعث وقفه در سيستم ميشوند، توسط عوامل انساني و رويهها به وجود ميآيند و بيست درصد بقيه مشكلاتي است كه دستگاهها باعث آن هستند. شكل 1 دلايل عمده وقفه در سيستمها را نشان ميدهد. همان طور كه در اين شكل مشاهده مينماييد، حدود سي درصد را وقفه برنامهريزي شده شامل ميگردد. اصولاً دلايلي كه باعث وقفه برنامهريزي شده (Planned Downtime) ميشوند، عبارتند از: ï كپي پشتيبان ï تعويض سختافزار ï بهروزرساني نرمافزار ï تغيير ساختاري در برنامهها ï بهروزرساني سيستمعامل دلايلي نيز كه باعث وقفههاي برنامهريزي نشده ميشوند، عبارتند از:
هزينه وقفه در سيستمهاي سايتهاي تجارت الكترونيك بسيار بالا است. البته برآورد اين هزينه كار آساني نيست و عواملي مانند عدم رضايت مشتريان، عمليات از بين رفته و... را نميتوان محاسبه نمود. آماري كه در اين رابطه وجود دارد، از سايت www.computereconomics قابل دسترسي است. جدول 3 قسمتي از اين آمار را بررسي ميكند. شكل 2 تعداد تقريبي استفادهكنندگان از اينترنت را نشان ميدهد كه از سال 2002 تا 2006 در حال افزايش هستند. اگر به عدد 919 ميليون مشتري در جهان، كه امسال حتماً به يك ميليارد خواهد رسيد، توجه كنيم ميتوانيم بگوييم كه اگر جمعيت تقريبي جهان كه تقريباً 5/6 ميليارد باشد (25 خرداد 1386) تقريباً 6/1 جمعيت دنيا كاربران اينترنت هستند و اگر سايت ما قابليت دسترسي بالايي نداشته باشد، حتماً شركت ما كه با اين گروه بزرگ از كاربران در ارتباط مستقيم خواهد بود، ضرر زيادي خواهد كرد.
وقتي از دسترس پذيري صحبت ميكنيم، بايد به سطوح مختلف آن نيز توجه كنيم؛ زيرا مقدار دسترسي مورد نياز به عوامل زيادي بستگي دارد. سطوح دسترسيپذيري عبارتند از: سطح يكم: ارتقاي سطح اطمينان سختافزاري سطح دوم: نگهداري از اطلاعات (Data Protection) سطح سوم: سرورهاي Fault-Tolerant سطح چهارم: سرورهاي جايگزين (Clustering) سطح پنجم: بازيابي اطلاعات از دست رفته (Disaster Recovery) نياز به فضاي مناسب برق مورد نياز براي تمام دستگاهها لزوم وجود هواي خنك و تهويه هوا پهناي باند مورد نياز شبكه طراحي ساده منابع |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اعجاز مجازيسازي؛ فناوري مجازيسازي مراكز داده تجاري را دگرگون ميسازد
|
||||||||||
|
|
||||||||||
منبع: اينفورميشنويك
Chuck Timm، مهندس جوان شبكه، در حالي كه در راهروي سالن كنفرانس قدم ميزند، توضيح ميدهد كه چطور از بيمارستان ادوارد در ناپرويل I11 به لسآنجلس آمده است. اين بيمارستان نيز مانند شارلوت آبزرور جايي خالي در مركز داده خود ندارد. تيم ميگويد: «من به مديريت بيمارستان گفتم كه مرا به اين كنفرانس بفرستند. وگرنه، مركز داده به وضعيت انفجار خواهد رسيد.» تاكنون اغلب واحدهاي IT به منظور پشتيباني از تعداد بيشتري از كاربران، و نيز برنامههاي كاربردي و تراكنشهاي بيشتر به افزايش كامپيوترها روي ميآوردند. David Ostager مهندس ارشد زيرساختهاي Fidelity Natienal Real Estate solutions، با ناراحتي ميگويد: «همه جا كابلكشي شده است. ما هيچ جايي براي گسترش در ساختمان خود نداريم. من تصميم دارم كل مركز داده را مجازي كنم.» در حال حاضر، Fidelity، در ابتدا اپليكشن سرورهاي خود را تقريباً با پنج ماشين مجازي روي هر سرور فيزيكي مجازي كرده است. اين كار اغلب اولين مرحله از مجازيسازي است؛ زيرا تست نرمافزار نياز به محيطهاي اجراي متفاوت دارد. Ostager ميگويد: «اگر فيدليتي سرورهاي فيزيكي خود را گسترش ميداد، هر بار كه نياز به ماشين جديد پيدا ميكرد، سرورهاي قبلي بهرهوري خود را از دست ميدادند.» مرحله بعدي براي شركت اجراي چند برنامه تجاري روي ماشينهاي مجازي است. اما پيشرفتهاي بيشتري هم حاصل شدهاست. به عنوان مثال يك شركت بزرگ توليدكننده موتورهاي جت از مرحله تست نرمافزار فراتر رفته و به مرحله مجازيسازي برنامههاي كاربردي وب سرور و پايگاههاي داده مايكروسافت و اوراكل رسيده است. شركت مذكور از Esx server ساخت VMwave براي اجراي 110 ماشين مجازي روي شانزده سرور فيزيكي استفاده ميكند. john panatonni، طراح سيستمهاي IT ميگويد: «ما مشغول آموزش افراد مناسب هستيم و نسبت به اين فرايند مطمئن هستيم.» احمد مشعل در راه برگشت از دنياي ماشينهاي مجازي به هتل محل اقامتش در پايان روز تعريف ميكند كه چطور بخش ارتباطات راهدور و بيسيم شركت FCC، بيشتر زيرساخت IT خود شامل سرورهاي وب، سرورهاي توسعه نرمافزار و سرورهاي بانكاطلاعاتي را مجازي كرده است. تقريباً سه چهارم برنامههاي ارتباط از راهدور FCC در ماشينهاي مجازي اجرا ميشوند. مشعل، كارمند سابق بخش IT و برنامهنويس پيماني فعلي FCC ميگويد: «ماشين مجازي به سادگي مديريت يك فايل روي يك كامپيوتر شخصي است. شما ميتوانيد آن را كپي نماييد، از آن نسخه پشتيبان تهيه كنيد يا به يك لپتاپ منتقل سازيد. انعطافپذيري آن بسيار بالا است.» Diame Greene، رئيس شركت VMwarw، ميگويد: «فناوري مجازيسازي به مديران مراكز داده اجازه ميدهد روي واحدهاي نرمافزاري كوچكتر كه براي اجرا در ماشينهاي مجازي تهيه شدهاند، تمركز كنند؛ به جاي اينكه با نرمافزارهاي كاملاً يكپارچه شده با سرورهاي مستقل دست و پنجه نرم كنند.»
بخشي از هيجان مجازيسازي اين است كه بسياري از پذيرندگان در حال حركت به آن سوي مرحله يكپارچهسازي سرور هستند. در يك تحقيق كه در ماه آگوست منتشر شده و بر اساس 150 مصاحبه با اولين پيادهكنندگان اين فناوري انجام گرفت، Andi Mann، مشاور enterprise Management Associates، بازيابي اضطراري دادهها و پيوستگي تجاري را به عنوان محرك اصلي مجازي سازي معرفي كرد. كپيهاي تركيبي از نرمافزار شركت (سيستمعامل، برنامههاي كاربردي و بانكهاي اطلاعاتي) ميتوانند ايجاد شوند و به كامپيوترهاي بيرون انتقال يابند تا در يك لحظه روي ماشينهاي مجازي به كار گرفته شوند. اين بازيابي آني همانطور كه گرين ميگويد، بدون سرمايهگذاري روي سختافزار اختصاصي امكانپذير است؛ زيرا نرمافزاز مجازي ميتواند در ماشينهاي مجازي روي سختافزار موجود اجرا شود. دو مركز داده ميتوانند به عنوان پشتيبان يكديگر هميشه آماده باشند. چنين قاعدهاي براي برنامههاي مركزداده نيز صدق ميكند. شارلوت آبزرور، برنامههاي گردش كاري خود را كه روي يك بانكاطلاعاتي اوراكل اجرا ميشوند و شامل ارسال روزنامهها، صورتحساب مشتريان و آبونمانهاي جديد ميباشند، مجازي كرده است. اگر يك برنامه گردش كار با مشكل مواجه شود، ديگري ميتواند از يك ديسك درايو شروع شود و در يك ماشين مجازي روي هرسروري كه در دسترس باشد اجرا شود. قطع ارتباط چيزي كه در رابطه با مجازيسازي در ابتدا مشهود نيست، اين است كه اساساً ارتباط بين نرمافزار و سختافزار را تغيير ميدهد. يك برنامه معمولاً روي يك سيستمعامل كه با قطعه سختافزار معيني هماهنگ شده اجرا ميشود؛ مجازيسازي ارتباط تنگانگ سيستمعامل را با سختافزار ميشكند، و سپس اين ارتباط را مستقيماً با برنامه برقرار ميسازد. اين همان جايي است كه مسئله ابزار مجازي مطرح ميشود. سپس سيستمعامل و برنامه كاربردي در يك فرمت فايل مجازي تركيب شده و براي اجرا روي يك ماشين مجازي آماده ميشوند. ابزارهاي مجازي از طريق وب قابلدانلود هستند و ميتوانند از يك سرور به سرور ديگر انتقال يابند. VMware مجموعهاي از يك بازار ابزارهاي مجازي دارد كه در آن 347 برنامه پيشپيكربندي شده در دسترس هستند. وقتي يك ابزار مجازي دانلود ميشود، براي اجرا آماده است بدون نصب، كه گاهي در برنامههاي جديد دردسرساز است.
انعطافپذيري ايجادشده توسط مجازيسازي، يكي از كليدهاي فرار از انعطافناپذيري سختافزاري مراكز داده و دستيابي به يك تشكيلات سازگارتر است، ولي توسعه ماشينهاي مجازي مشكلات خاصي دارد. ابزارهاي مديريت سيستمها تمايل دارند يا با سرورهاي فيزيكي كار كنند يا با سرورهاي مجازي و نه هر دو. فقط unicenter ASM11.1 ساخت شركت CA و چند ابزار ديگر ميتوانند هر دو نوع سرور را پشتيباني نمايند و آنها را به يكديگر مرتبط سازند. تاكنون فراهمكنندگان مجازيسازي شامل VMware و Virtual iron Softwar، سريعتر از فراهمكنندگان مديريت سيستمها مانند اچپي و آي بيام حركت كردهاند. مديران سيستمها تمايل دارند مديريت مجازيسازي با كنسولهاي مديريت سيستمهاي موجود عجين شود. مشعل، پيمانكار FCC و كاربر كنسول Virtual Center از VMware ميگويد كه ابزارهاي جديد، توليد ماشينهاي مجازي را به هر تعداد كه بخواهيد، آسان كرده است. حذف آنها نيز تقريباً به همان آساني است. بنابراين، بايد مراقب باشيد. او شاهد بوده است كه يك مدير IT فرمان اشتباه انتخاب كرده و يك ماشين مجازي را پاك كرده است؛ همانطور كه شما يك فايل ورد را پاك ميكنيد. خوشبختانه با استفاده از ويژگيهاي پشتيبانگيري و بازيابي در كنسول مديريت آنها توانستند در مدتي حدود پانزده دقيقه يك ماشين مجازي جديد را مهيا كنند. موضوع ديگر اينكه، وقتي يك بسته نرمافزاري در يك ماشينمجازي اجرا ميشود، ممكن است مشكلاتي در پشتيباني فني به وجود آيد. متخصص پشتيباني نميدانند كه مشكل مربوط به برنامه ميشود يا نرمافزار ماشين مجازي شركتهاي ديگر. بنابراين ممكن است قبل از اينكه شروع به سرويسدهي كنند، بر اين مسئله اصرار ورزند كه مشكل نسبت به سرور واقعي دو برابر شده است. تيم از بيمارستان ادوارد چنين تجربهاي را با پشتيباني مايكروسافت داشته است. Gordon Haff، تحليلگر Illuminata هشدار ميدهد كه همه حفرههاي امنيتي مربوط به ماشينهاي مجازي پوشش داده نشده است. هنگاميكه يك سيستمعامل سرور را ارتقا ميدهيد، چند ابزار وصلهكردن وجود دارد كه به شما اطمينان ميدهند هر سيستمعامل ماشين مجازي به خوبي وصله شده است. هاف ميگويد: «اگر يك ماشين مجازي كه اجرا ميشود وصله امنيتي را نگيرد، چه ميشود؟ وقتي يك نفوذگر كنترل آن را به دست بگيرد، بيمسئوليتي است كه بگوييم، هيچكس نميدانست چنين خطري وجود داشته است.» و چه كسي امنيت ماشينهاي مجازي را تضمين ميكند؛ مخصوصاً در پيادهسازي سمت ميزبان كه برنامه كاربردي يك شركت ميتواند لحظهاي بعد از رقيبش اجرا شود؟ استگر از فيدليتينشنال نگران اين موضوع نيست. او ميگويد: قسمتي از جذابيت ماشينهاي مجازي اين است كه آنها نميتوانند از فضاي حافظه كه توسط مدير سيستم اختصاص داده شده است، تجاوز كنند. اينها خودكنترل هستند. به طوري كه از انعطافپذيري مناسبي جهت گسترش برنامهها باهم روي يك سرور فيزيكي برخوردارند و تضادي هم ايجاد نميشود. حتي ممكن است مجازيسازي از بعد امنيتي داراي مزايايي نيز باشد. گرين بيان ميكند كه ابزارهاي مجازي مطمئنتر از برنامههاي روي كامپيوترهاي فيزيكي هستند؛ چراكه يك ابزار مجازي تمام اجزاي غيرضروري سيستمعامل را غيرفعال ميكند يا دور ميريزد. همچنين باعث بسته شدن راه نفوذ ديگران ميشود. معماري مبتني بر سرويسدهي در مجازيسازي نگراني كمتري ايجاد ميكند. سرويسها برنامههاي كوچكي هستند كه بايد سريعاً در دسترس قرار بگيرند و يك راه براي آن اين است كه آنها را براي اجرا در ماشينمجازي قالببندي كنيم. لچنر، از شركت آي بيام، ميگويد كه هر كدام در محيط مجازي خود اجرا ميشود معماري مبتنيبر سرويسدهي را امكانپذير، ولي براي رسيدن به آن نقطه، كاركنان بخش IT مجبورخواهند بود نود درصد از برنامههاي خود را به فايلهايي كه ميتوانند در ماشين مجازي اجرا ميشوند تبديل كنند. نياز به حافظه رهبر گروه | ||||||||||
صفحه : 1
نويسندگان: Fabrizio Gagliardi و Francois Grey ؛ ترجمه: سيدمصطفي ناطقالاسلام
ماهنامه شبکه
اشاره :
اگر همه چيز مطابق برنامه پيش برود، سال آينده بزرگترين ماشين علمياي كه تاكنون ساخته شده است، در مجتمع زيرزميني پرپيچ و خمي در سوئيس، نزديك ژنو، به بهرهبرداري خواهد رسيد. تصادمگر بزرگ هادرون (LHC) كه در عمق بيش از صد متري زير زمين قرار دارد، دو باريكه پروتون را در جهتهاي مخالف هم در يك تونل دايرهاي 27 كيلومتري شتاب خواهد داد. اين دو باريكه، در حالي كه تقريباً به سرعت نور رسيدهاند، به صورت متقابل (شاخ به شاخ) با هم برخورد ميكنند و رگباري از بقاياي زيراتمي را توليد ميكنند كه دانشپيشگان انتظار دارند ذراتي مرموز را كه قبلاً هرگز مشاهده نشدهاند، در ميان آنها بيابند. اين امر ميتواند منجر به تغيير در درك بنيادي ما از جهان گردد. دستكم، اميد است كه چنين شود. پژوهشگران سازمان تحقيقات هستهاي اروپا (سرن)، جايي كه LHC به بهرهبرداري خواهد رسيد، ميدانند كه يافتن ذرات مادي گريزاني كه آنها در جستوجويش هستند، كار بسيار دشواري خواهد بود. براي يافتن اين ذرات، پژوهشگران بايد تودههاي مهيبي از دادههاي مربوط به برخوردها را غربال نمايند: انتظار ميرود فوران دادهها در LHC به طور متوسط، سالانه به پانزده ميليون گيگابايت برسد؛ اين مقدار بيشتر از ميزان دادهاي است كه براي پر كردن شش ديويدي استاندارد در دقيقه لازم است. به اين ترتيب مرتب كردن و تحليل نمودن اين كوه دادهها كاري است فراتر از توان هر ابركامپيوتري در جهان. پس در همان حال كه تيم LHC براي تكميل نمودن ماشين غولپيكر زيرزميني در تكاپو است، روي سطح زمين گروه ديگري از فيزيكپيشگان و متخصصان علوم كامپيوتر در حال حل نمودن مسئلهاي مستقل هستند: فراهم آوردن زيرساختي محاسباتي كه از پس سيلاب دادههاي LHC برآيد. راهحلي كه آنان يافتهاند مجموعهاي پهناور از كامپيوترهاي قدرتمند كه حدوداً در دويست مركز پژوهشي در سراسر دنيا گستردهاند و به گونهاي مرتبط و پيكربندي شدهاند كه همچون يك سيستم واحد پردازش موازي كار كنند. اين نوع زيرساخت يك گريد پردازشي (computing grid) خوانده ميشود.
|
|
|
سهپايه: حتماً ميدانيد چيست؟! سه شماره پيدرپي به همين موضوع پرداختيم. يك وسيله داراي سه تا پايه بازشو كه با اتصال دوربين به آن ميتوانيد خيال خودتان را از بابت لرزش دوربين راحت كنيد. براي عكسبرداري از نورافشانيهاي آتشبازي كه هميشه در تاريكي شب انجام ميشود، مطمئناً به سهپايه نياز خواهيد داشت. اگر سهپايه داريد، حتماً آن را با خودتان برداريد. كنترل از راه دور: تعجب نكنيد. خيلي از دوربينها امكان استفاده از آن را دارند. البته اين كنترلها در مورد دوربينهاي مختلف متفاوت است (و احتمالاً خيلي هم گرانند). برخي از دوربينها از دكمه شاتر سيمي استفاده ميكنند كه قيمت چنداني ندارند، اما بايد ببينيد كه آيا دوربينتان پيچ اتصال آن را دارد يا خير. نهايتاً اگر هيچ يك از اينها شامل حال شما نميشود، ميتوانيد از دكمه عكسبرداري زماندار (Self Timer) دوربينتان هم استفاده كنيد تا اطمينان پيدا كنيد هيچ لرزشي به دوربين وارد نميشود. البته در اين حالت بايد خودتان زمان انفجار منورها را حدس بزنيد. كادربندي:
سختترين كاري كه در هنگام عكاسي آتشبازيها با آن روبهرو ميشويد (چيزي
كه تا قبل از شروع به كار اصلاً به ذهنتان نميرسد)، كادربندي عكسها
است. بايد به طور دقيق حدس بزنيد كه انفجار بعدي دقيقاً در كجاي آسمان روي
خواهد داد، و بعد دوربين را روي همان نقطه ثابت كنيد. در اين مورد هيچ
راهنمايي خاصي وجود ندارد. فقط حدس و گمان است! تنها چيزي كه بايد در نظر
داشته باشيد اين است كه ديگران هم مثل شما ميخواهند از آتشبازي لذت
ببرند. فاصله كانوني: سعي نكنيد از زوم زياد دوربينتان استفاده كنيد. اين كار موجب سختتر شدن فوكوس هم ميشود. در اين حالت تمام مدت بايد به دنبال نورها بگرديد و البته در لحظه عكاسي فوكوس كردن هم مشكلتر ميشود. شايد بهتر باشد با زاويه باز عكاسي كنيد و بعد آنها را برش بزنيد. اگرچه اين كار موجب افت كيفيت عكسها ميشود، اما بهتر از اين است كه اصلاً عكس نگيريد. ديافراگم: يكي از سوالات معمول درباره عكاسي از آتشبازيها همين است: چه ديافراگمي را انتخاب كنيم؟ خيلي از كاربران فكر ميكنند انتخاب ديافراگم بازتر براي عكاسي از آتشبازي مناسبتر است. اما مسئله دقيقاً برخلاف اين است. ديافراگمهاي f/8 يا f/16 براي اين كار نتيجه بهتري دارند؛ زيرا عمل فوكوس كردن به دليل بالا رفتن عمق ميدان راحتتر ميشود. سرعت شاتر:
شايد مهمتر از تعيين ديافراگم، تنظيم سرعت شاتر باشد. ذرات نوراني
منورها حركت نسبتاً سريعي دارند و اگر ميخواهيد زيبايي حركت آنها را در
عكس خود داشته باشيد، بايد بتوانيد نوردهي دوربينتان را روي يك نوردهي
نسبتاً طولاني تنظيم كنيد. يك روش براي نوردهي طولاني، استفاده از وضعيت
Bulb يا همان سرعت Bاست. در اين حالت، تا زماني كه دكمه شاتر را فشرده نگه
داشته باشيد (ترجيحاً با استفاده از سيم شاتر يا كنترل از راه دور) دهانه
شاتر باز نگه داشته ميشود. در چنين حالتي بهتر است، به محض انفجار منور،
دكمه شاتر را فشار دهيد و تا زماني كه آخرين ذرات نور خاموش ميشوند، آن
را رها كنيد؛ يعني تقريباً چند ثانيه نوردهي مناسب است. حساسيت يا ISO: به هيچ عنوان حساسيت دوربين را زياد نكنيد. ممكن است روي تصوير پيش نمايش خود دوربين به نظر برسد كه بالا بردن حساسيت، شفافيت نورها را بيشتر ميكند، اما بعداً كه عكس هايتان را در داخل كامپيوتر بازميكنيد، با حجم وسيع نويزهايي روبهرو ميشويد كه تمام سطح تصوير را پوشاندهاند. بعداً ميتوانيد با فتوشاپ، درخشندگي نورهاي عكس را بيشتر كنيد. بنابراين سعي كنيد ترجيحاً با همان حساسيت ISO 100 كار كنيد. فلاش: فلاش دوربينتان را خاموش كنيد، زيرا هيچ تاثيري روي عكسهايتان ندارد. تنها كار فلاش در اين اين است كه به دوربين ميگويد به زمان نوردهي كمتري نياز دارد. پس آن را خاموش كنيد، وگرنه تمام زحماتشما را بر باد ميدهد. عكاسي با حالت دستي:
هم نور دهي دستي و هم فوكوس دستي. عكاسي كردن در حالت فوكوس خودكار،
هنگامي كه در محيطهاي كمنور هستيد، براي بسيار از دوربينها غيرممكن و
براي دوربينهاي پيشرفته بسيار مشكل است. در حقيقت لنز دوربين نميتواند
تشخيص بدهد كه در ميان سياهي آسمان روي چه چيزي بايد فوكوس كند. به همين
دليل، بسياري از موقعيتهاي خوب عكسبرداري را از دست خواهيد داد. ضمناً،
در حالت دستي هيچ نيازي نيست كه هر بار كه ميخواهيد عكس بگيريد، فوكوس
كنيد. دوربين را روي حالت فوكوس دستي قرار دهيد، يك بار فوكوس كنيد. پس از
آن ديگر لازم نيست فوكوس دوربين را تغيير دهيد؛ زيرا در فواصل دور تغيير
مكان سوژه تأثير چنداني روي فوكوس عكس نخواهد داشت؛ خصوصاً اگر از
ديافراگمهاي بسته مثل f/8 يا f/16 استفاده كنيد. تماشاي پيشنمايش عكس:
براي چه دوربين ديجيتال خريدهايد؟ نمايشگر دوربين ديجيتال، يكي از
مهمترين مزيتهاي آن نسبت به همتاي آنالوگ خود است. ميتوانيد روي اين
نمايشگر، عكسهاي گرفته شده را بررسي كنيد. بنابراين، اين امكان را به شما
ميدهد كه ميزان نوردهي، شدت نورها، سرعت مناسب و خيلي چيزهاي ديگر (جز
ميزان نويز كه معمولاً روي اين حالت قابل تشخيص نيست) را بررسي كنيد. پيشنهاد اضافي: سعي كنيد قبل از شروع نورافشاني، كاملاً آماده عكسبرداري باشيد. اگر هوا راكد باشد (باد نوزد) معمولاً پس از مدت اندكي آسمان پر از دود ميشود و اين دود مانند لايهاي مهآلود در تمامي عكسهاي شما نمايان خواهد شد. بنابراين بهتر است اولين جرقهها را از دست ندهيد. جشنهاي خوبي را برايتان آرزومنديم! | |
|
|
|
بيشتر
عكسهاي پرتره طوري گرفته ميشوند كه دوربين دقيقاً هم سطح چشمها قرار
دارد. اين كار هيچ دليل و قانون خاصي ندارد و احتمالا به نوعي عادت قديمي
بازميگردد. زيرا با تنظيم دوربين در اين سطح، تمامي سر و صورت سوژه در
تصوير گنجانده ميشده است. تقريباً شبيه همان چيزي كه نقاشان در تابلوهاي
رئاليستي بدان عمل ميكردند. از آنجا كه اغلب دوربينهاي ديجيتال به كاربر
امكان ميدهند در هنگام عكسبرداري از LCD آن استفاده نماييد، ديگر
ميتوانيد هنگام عكسبرداري دوربين را از صورت خود دور نماييد و آن را در
زاويههايي غير معمولتر نگاه داريد. | |





