تبليغاتX
IT: تکنولوژی اطلاعات

IT: تکنولوژی اطلاعات

آموزش مباحث مختلف در زمینه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات

  چرا به مركز داده نياز داريم؟

امين صفايي
ماهنامه شبکه

اشاره :

با توجه به پيشرفت روزافزون سيستم‌هاي كامپيوتري «دسترس‌پذيري» به‌عنوان يكي از اصول زيربنايي فناوري اطلاعات شناخته شده است. وقفه در كار سيستم‌هاي IT به خصوص سايت‌هاي تجارت الكترونيك، كه به هر دليلي ممكن است به وجود آيد، باعث ضررهاي زيادي خواهد شد. محافظت در مقابل مشكلاتي كه باعث توقف كار سرورها مي‌شوند، كار سختي است و هزينه زيادي در بر دارد. Data Center) DC) محلي است كه در آن اغلب سيستم‌ها و وسايل ارتباطي سازمان قرار مي‌گيرد و حاوي اطلاعات مورد نياز سازمان‌ها براي انجام عمليات كاريشان است. مثلاً در يك بانك مي‌توان از DC استفاده نمود و اطلاعات كليه مشتريان و عمليات حسابشان را در آن ذخيره نمود. مركز داده بايد با بالاترين استانداردها طراحي شود و دسترسي‌پذيري آن بسيار بالا باشد. با استفاده ازDC ها مي‌توانيم از اطلاعات خود محافظت بيشتري به عمل آوريم و در سيستم‌هاي خود قابليت دسترس‌پذيري بيشتري داشته باشيم.


مقدمه

در واقع زيربناي فناوري اطلاعات سخت‌افزار فيزيكي است كه كامپيوترها و كاربران را به يكديگر متصل مي‌كند. اين زيربنا شامل سرورها، ديسك‌هاي ذخيره اطلاعات، كابل‌ها، سوييچ‌ها و ... است. از طرف ديگر، اين زيربنا شامل نرم‌افزار نيز مي‌شود كه براي ذخيره كردن، مديريت، دريافت و ارسال اطلاعات به كار مي‌رود. در اين مقاله با مطرح كردن مسئله قابليت دسترسي به اطلاعات نياز به مركز داده مورد بررسي قرار خواهد گرفت و درباره پيش‌نيازهاي آن بحث خواهد شد.

قابليت دسترسي به اطلاعات

نياز به قابليت بالاي دسترسي به اطلاعات، حتي قبل از وجود اينترنت و تجارت‌الكترونيك احساس مي‌شد و شايد بتوان گفت به هزاران سال مي‌رسد! زماني كه يوناني‌ها با كشتي‌هاي جنگي به سفر مي‌رفتند، چندين پاروزن اضافه به همراه خود مي‌بردند تا اگر خدمه كشتي با مشكلي روبه‌رو شدند، بتوان سريعاً از آن نيروها استفاده نمود.

در ابتداي قرن بيستم نيز ابزار الكترونيكي خاصي وجود داشت كه مشكل سيستم را به صورت خودكار شناسايي مي‌كرد و آن را رفع مي‌نمود. اما امروزه با حضور اينترنت و نياز بيشتر ما به سيستم‌هاي اطلاعاتي، مسئله قابليت دسترسي بالا به اطلاعات، اهميت تازه‌اي پيدا كرده است. امروزه تجار و مصرف‌كنندگان براي فروش و خريد اجناس به سمت اينترنت رفته‌اند و انتظار مصرف‌كنندگان بيشتر شده است.

به نحوي كه مثلاً مي‌خواهند هر ساعتي كه اراده كردند، بتوانند كالا‌ي مورد نظر خود را از طريق اينترنت تأمين كنند. در تجارت الكترونيك، زمان، منطقه و مرزهاي جغرافيايي اهميتي ندارند و كامپيوترها سريع تر و ارزان‌تر شده‌اند و براي كارهاي مهم‌تري كه به كار 24 ساعته نياز دارند، استفاده مي‌شوند. يكي از اين كارها بانكداري آنلاين و الكترونيك است.

شکل 1


بر اساس تحقيقات به عمل آمده، سالانه حجم اطلاعات آنلاين 75 درصد افزايش پيدا مي‌كند و نياز به اطلاعات قابل دسترس‌تر بيشتر احساس مي‌شود. به نحوي كه بتوان به اطلاعات هر زمان دسترسي پيدا نمود. در نتيجه نرم‌افزار و سخت‌افزار بايد به نحوي تنظيم شوند كه Redundant باشند.

حال تصور كنيد كه اطلاعات در دسترس نباشد و هيچ‌كس نتواند به برنامه دسترسي پيدا كند يا آن‌كه سروري از كار بيفتد! آيا مي‌توان تجارت خود را به اين دليل تعطيل كنيم؟ يا به مشتريان خود بگوييم كه از جاي ديگر خريد كنند؟  آيا ديگر آن مشتري به سايت شما و در حقيقت به فروشگاه الكترونيك شما اعتماد خواهد كرد؟ ناتواني در ارايه سرويس به مشتريان سايت‌هاي تجارت الكترونيك مي‌تواند ضررهاي زيادي را در بر داشته باشد. مثلاً:

÷‌ در سال 1998 شركت AT&T  در اثر 26 ساعت توقف در ارايه خدمات به مشتريانش، هزاران مشتري خود را از دست داد.
÷‌ در سال 1999 مشتريان سايت ETrade به علت خرابي سايت نمي‌توانستند از سايت خريد كنند و اين امر باعث ضرر فراوان شركت شد.
÷‌ در ماه ژوئن سال 1999 سايت معروف eBay به مدت 22 ساعت با مشكل روبه‌رو شد و باعث شد حدود سه ميليون دلار ضرر كند.
÷‌ سايت معروف آمازون در ماه دسامبر سال 2000 به علت شلوغي نتوانست به خوبي عمل كند و باعث شد حدود پانصد هزار دلار ضرر نمايد.

شركت‌هاي تجاري در همه جاي دنيا براي به حداقل رساندن زمان خاموشي سيستم‌هايشان و افزايش ميزان دسترسي‌پذيري سيستم‌هايشان تلاش فراواني مي‌كنند. اولين قدم براي افزايش قابليت دسترسي اطلاعات، شناسايي عواملي است كه باعث وقفه در سيستم‌ها مي‌شوند.

از عوامل مهمي كه باعث وقفه در سيستم‌ها مي‌شوند، مي‌توان از خرابي سخت‌افزاري، مشكل نرم‌افزاري، اشكال در شبكه و باگ‌هاي نرم‌افزاري نام برد.

دسترس‌پذيري (Availability) در واقع به قسمتي از زمان مي‌گويند كه برنامه يا سرويس براي استفاده كاربر (يا همان مشتري) فراهم باشد و او بتواند به راحتي از آن استفاده نمايد. همه ما مي‌خواهيم Availability  سيستم‌هايمان به صددرصد برسد، ولي وقتي هزينه هنگفتي را محاسبه مي‌كنيم كه بايد براي رسيدن به اين سطح تحميل نماييم، به اين نتيجه مي‌رسيم عوامل ديگر را نيز در نظر بگيريم و بين زمان وقفه و هزينه‌ها تعادل ايجاد نماييم.

 وقفه
در ماه

وقفه
در سال
 

درصد
 وقفه
 

درصد
 دسترس‌پذيري

 14 ساعت و 36 دقيقه

3/7 روز 

2 درصد 

98 درصد 

 7 ساعت و 18 دقيقه

56/3 روز 

1 درصد 

99 درصد 

43 دقيقه و 45 ثانيه 

8 ساعت و 43 دقيقه 

1/0 درصد 

99/9 درصد 

4 دقيقه و 22 ثانيه 

5/52 دقيقه 

01/0 درصد 

99/99 درصد 

26 ثانيه 

52/5 دقيقه 

001/0 درصد 

99/999 درصد 

جدول 1

يعني مي‌توانيم با اطلاع قبلي به مشتريان خود در برخي مواقع مانند شب‌ها يا تعطيلات براي تعمير سيستم وقفه‌اي كوتاه در سيستم‌ها به وجود آوريم.

جدول 1 نشان مي‌دهد كه چگونه زمان‌هاي كوتاه در سال مي‌تواند وقفه به وجود بياورد و همچنان دسترس‌پذيري به صددرصد نزديك باشد. (جدول 1)

دلايل زيادي ممكن است باعث وقفه در سيستم شوند، ولي تقريباً حدود هشتاد درصد از عواملي كه باعث وقفه در سيستم مي‌شوند، توسط عوامل انساني و رويه‌ها به وجود مي‌آيند و بيست درصد بقيه مشكلاتي است كه دستگاه‌ها باعث آن هستند.

شكل 1 دلايل عمده وقفه در سيستم‌ها را نشان مي‌دهد. همان‌ طور كه در اين شكل مشاهده مي‌نماييد، حدود سي درصد را وقفه برنامه‌ريزي شده شامل مي‌گردد. 

اصولاً دلايلي كه باعث وقفه برنامه‌ريزي شده (Planned Downtime) مي‌شوند، عبارتند از:

ï‌ كپي پشتيبان
ï‌ تعويض سخت‌افزار
ï‌ به‌روزرساني نرم‌افزار
ï‌ تغيير ساختاري در برنامه‌ها
ï‌ به‌روزرساني سيستم‌عامل‌

دلايلي نيز كه باعث وقفه‌هاي برنامه‌ريزي نشده مي‌شوند، عبارتند از:

ï‌ خطاهاي انساني‌
ï‌ اشكال در نرم‌افزار
ï اشكال در سيستم‌عامل
ï‌ اشكال در سخت افزار مانند پردازشگر يا هارد درايو.
ï‌ حملات Cyber

 سال

نوع حمله Cyber 

ميزان تأثير بر اقتصاد 

1999 

Explorer 

02/1 ميليارد دلار 

 1999

 Melissa

 10/1 ميليارد دلار

 2000

 Love Bug

 75/8 ميليارد دلار

 2001

 SirCam

 15/1 ميليارد دلار

 2001

(Code Red(s

 62/2 ميليارد دلار

 2001

 Nimda

635 ميليارد دلار

جدول 2

جدول 2 تأثير اقتصادي حملات در فضاي Cyber بر اقتصاد جهاني را نشان مي‌دهد. (جدول 2)

هزينه وقفه در سيستم‌هاي سايت‌هاي تجارت الكترونيك بسيار بالا است. البته برآورد اين هزينه كار آساني نيست  و عواملي مانند عدم رضايت مشتريان، عمليات از بين رفته و... را نمي‌توان محاسبه نمود.
 
آماري كه در اين رابطه وجود دارد، از سايت www.computereconomics قابل دسترسي است. جدول 3 قسمتي از اين آمار را بررسي مي‌كند.

شكل 2 تعداد تقريبي استفاده‌كنندگان از اينترنت را نشان مي‌دهد كه از سال 2002 تا 2006 در حال افزايش هستند.

اگر به عدد 919 ميليون مشتري در جهان، كه امسال حتماً به يك ميليارد خواهد رسيد، توجه كنيم مي‌توانيم بگوييم كه اگر جمعيت تقريبي جهان كه تقريباً 5/6 ميليارد باشد (25 خرداد 1386) تقريباً 6/1 جمعيت دنيا كاربران اينترنت هستند و اگر سايت ما قابليت دسترسي بالايي نداشته باشد، حتماً شركت ما كه با اين گروه بزرگ از كاربران در ارتباط مستقيم خواهد بود، ضرر زيادي خواهد كرد.

شکل 2



وقتي از دسترس پذيري صحبت مي‌كنيم، بايد به سطوح مختلف آن نيز توجه كنيم؛ زيرا مقدار دسترسي مورد نياز به عوامل زيادي بستگي دارد. سطوح دسترسي‌پذيري عبارتند از:

سطح يكم: ارتقاي سطح اطمينان سخت‌افزاري

در اين سطح كه به «سطح پايه» نيز مشهور است، دسترس‌پذيري با استفاده از يك سيستم ساده مديريت مي‌گردد. اين سيستم از امكانات سخت‌افزاري مانند منبع تغذيه، ديسك‌ها و فن‌هاي اضافه استفاده مي‌كند. در اين سطح اگر ديسك‌هاي سخت خراب شوند، اطلاعات از بين خواهد رفت.

در اين سطح بيشتر بر قابليت اعتماد به سخت‌افزارهاي سيستم تكيه شده است و اين به تنهايي كافي نيست. امروزه بيشتر سخت‌افزارهاي سرورها از قابليت اطمينان (Reliability) زيادي برخوردار هستند، ولي آيا به نظر شما اين كافي است؟

مثلاً فرض كنيد سروري كه به آن 99 درصد اطمينان داريد، هر سال 5/3 روز از كار بيفتد (جدول 1) و اين اتفاق ممكن است هر وقت پيش بيايد. همچنين نمي‌توان تنها به اجزاي سخت‌افزاري اعتماد كرد. مثلاً اگر يك سي‌پي‌يو، 99 درصد مطمئن باشد (از آن جا كه سيستم شامل چندين جزء است) نمي‌تواند دليل آن باشد كه كل سيستم از 99درصد اطمينان برخوردار است.

اگر مجسم كنيد كه يك سيستم از ده جزء تشكيل شده است، كه هر يك 99درصد قابل اطمينان هستند، ولي هر يك مي‌توانند به تنهايي خراب شوند، آمار به ما  نشان مي‌دهد كه قابليت اطمينان كل سيستم تنها  99/0درصد‌به توان 10 است؛ يعني  44/90 درصد.

با اين درصد تقريبا ‌ًDowntime سيستم به 9/34 روز در سال مي‌رسد. از طرفي خرابي سخت افزار همان‌طور كه در شكل 1 مشاهده كرديد، تنها ده درصد از عوامل وقفه در سيستم را نشان مي‌دهد. پس مي‌توان گفت كه سطح اول دسترس‌پذيري كه (استفاده از سخت‌افزار مطمئن است) اگر چه لازم است، به هيچ وجه كافي به نظر نمي‌رسد.

سطح دوم: نگهداري از اطلاعات (Data Protection)

در سرورها اطلاعات توسط مقادير RAID حفاظت مي‌شود. RAID-5 مي‌تواند ما را در مقابل خرابي ديسك‌ها محافظت كند، ولي نمي‌تواند از ما در مقابل مشكلات كنترل‌ها و اشكالات زيرسيستم‌ها محافظت به عمل آورد. پس كافي به نظر نمي‌رسد.

سطح سوم: سرورهاي Fault-Tolerant
اگرچه سرورهاي  Fault-Tolerant به نحوي طراحي شده‌اند كه هر يك از اجزا يك يار كمكي (Redundant) داشته باشد و سوييچ از سرور به پشتيبان‌كننده آن، زماني نزديك به صفر است. با اين حال اين سرورها بسيارگران هستند. به علا‌وه، مشكل‌ Single Point of Failure) SPOF) دارند.

سطح چهارم: سرورهاي جايگزين (Clustering)

Clustering از تمامي مشكلاتي كه در سطح سرور ممكن است پيش بيايد، محافظت مي‌كند. در اين روش دو يا چند سيستم به صورت خوشه‌اي (Clustered) با هم جمع شده‌اند و توسط نرم‌افزار مديريت over Fail هدايت مي‌شوند. 

نرم‌افزارهاي رايج در Clustering عبارتند از:- ‌VEREITAS Cluster Server) VCS)
‌- High Availability Cluster Multiprocessing) HACMP) از IBM
- ‌Hewlett/Packard's MC/ServiceGuard
- ‌Microsoft Cluster Server) MSCS)
- Sun Cluster) SC)

سطح پنجم: بازيابي اطلاعات از دست رفته (Disaster Recovery)

از آن جا كه ممكن است سطح 4 نيز توسط عوامل محيطي (مثل سيل يا زلزله) مورد آسيب قرار گيرد، مي‌توان از ابزارهاي Disaster Recovery جهت ادامه كار استفاده نمود.

با استفاده از مركز داده مي‌توانيم محيطي را فراهم سازيم و سيستم‌هاي خود را در آن متمركز كنيم. اين مراكز داده با استفاده از بالاترين استانداردها و تجهيزات اين تضمين را به ما مي‌دهند كه سيستم‌هاي ما دسترس پذيري بالاتري خواهند داشت.

پيش‌نيازها

براي ايجاد مركز داده كه بتواند محيطي امن و مطمئن را جهت بالابردن دسترس‌پذيري سيستم‌هاي ما مهيا سازد، پيش‌نيازهاي زير بايد مد نظر قرار گيرد:

-‌  ايجاد محيطي كه دما و رطوبت آن كنترل شده باشد.
-‌ ايجاد محيطي امن براي شبكه، سرورها و منابع ذخيره اطلاعات‌
-‌ ايجاد ارتباط شبكه‌اي كه 24ساعته در روز و 7 روز هفته كار كند.‌
-‌‌ مهيا ساختن انرژي مورد نياز تمامي تجهيزات‌

براي اين‌كه بتوانيم مركز داده مناسبي را طراحي نماييم، به پيش‌نيازهاي خاصي نيز احتياج داريم كه در ادامه به آن‌ها اشاره مي‌گردد.

نياز به فضاي مناسب

براي قرار دادن اجزاي مركز داده از جمله سرورها، منابع ذخيره داده، Air condition ،Vebtilation ،(HVAC) Head، پانل‌هاي برق و... فضاي خالي و مناسب مورد نياز است. براي سرورهاي كوچك مي‌توان از Rackها استفاده نمود، ولي براي قرار دادن تجهيزات بزرگ مانند EMC Symmetrix Storage Array يا IBM Enterprise Storage Server كه به آن Shark نيز مي‌گويند ‌يا Sun Fire 6800 نمي‌توان از Rack استفاده كرد و بايد آن ها را مستقيماً روي زمين قرار داد.

براي محاسبه اين‌كه چند دستگاه در يك Rack جا مي‌شود، بايد از اندازه آن مطلع بود. Rackها اندازه‌هاي مختلفي دارند مقياس اندازه‌ ‌ارتفاع Rackها U است. (هر U معادل 75/1 اينچ است). مثلاً به Rack با ارتفاع 78 اينچ 45U  مي‌گويند. براي طراحي فضاي مركز داده بايد به نحوي Rackها و دستگاه‌هاي مستقر روي زمين را طراحي كرد كه حدود پنجاه درصد فضاي خالي براي عبور هوا بين دستگاه‌ها وجود داشته باشد.

برق مورد نياز براي تمام دستگاه‌ها

براي جلوگيري از نوسانات برق در مركز داده بايد از UPS استفاده شود. معمولاً UPSها مي‌توانند به اندازه يك ساعت انرژي مورد نياز را تأمين نمايند. البته دانستن اين‌كه هر دستگاه چه اندازه نيرو مصرف مي‌كند نيز اهميت دارد.

لزوم وجود هواي خنك و تهويه هوا

اتاقي كه مركز داده مي‌شود، بايد داراي دماي پايين باشد و رطوبت كمي داشته باشد. مقياس اندازه دما BTU يا British Thermal Unit در هر ساعت است. براي اطلاع از BTU هر دستگاه مي‌توانيد دفترچه راهنماي استفاده آن را مطالعه كنيد. مثلاً IBM ESS Storage Subsystem به 16000BTUs در هر ساعت نياز دارد.

پهناي باند مورد نياز شبكه

براي مركز داده بايد پهناي باند مناسب در نظر گرفته شود. اغلب Multimode Fiber) Cat5) مي‌توانند پهناي باند مناسب را براي مركز داده فراهم سازند. دستگاه‌هاي مختلف به پهناي باند متفاوت نياز دارند مثلاً IBM p690 به 12multimode fiber نياز دارد، IBM Enterprise Storage Server به دو Cat5 و ركي با پنج دستگاه و دو Rack Storage Subsystems، ده Cat5 و دو multimode fiber نياز دارد.

انتخاب مكاني مناسب

فضايي كه مركز داده در آن واقع مي‌شود، بايد امن و دور از خطرهاي طبيعي باشد. همچنين مركز داده بايد از فضاهايي كه ممكن است خطرهايي در آن به وجود آيد (مانند فرودگاه، خط ريل قطار يا اطراف مركز مخابرات)، دور باشد.

طراحي ساده

در طراحي مركز داده كه مرحله قبل از پياده‌سازي آن است، بايد موارد زير حتماً رعايت گردد:

˜‌ طراحي را تا حد ممكن ساده انجام دهيد و آن را پيچيده نكنيد. براي هر سرور، منبع ذخيره داده، سيم، سوييچ و ... از برچسب استفاده كنيد. همچنين قسمت‌هايي از اتاق كه وسايل در آن قسمت قرار مي‌گيرد را به نحوي طراحي كنيد كه به راحتي قابل دسترسي باشد.
˜‌ طراحي مركز داده بايد قابل تغيير باشد و براي اتاق‌هاي بزرگ‌تر يا كوچك‌تر نيز بتوان از استفاده نمود. 
˜‌ طراحي بايد قابل تعديل و تنظيم باشد و بتوان تجهيزات آن را به راحتي به‌روزرساني نمود.

منابع

- Administrating Data Center, K.Jayaswal, Wiley 2006
-  
www.computereconomics.com
-  
http://hightech.lbl.gov/datacenters.html
-  
www.techxact.com/datacenter

  
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط هومن عزیزی  | 

اعجاز مجازي‌سازي‌؛ فناوري مجازي‌سازي مراكز داده تجاري را دگرگون مي‌سازد

ترجمه اميرحسين رجبي
ماهنامه شبکه 

اشاره :

به نظر مي‌رسد در صنعتي كه «شاهكارهاي بزرگ بعدي» معمولا‌ً نااميدكننده از آب درمي‌آيند، مجازي‌سازي نويددهنده تحولات شگرفي خواهد بود. اين فناوري به سازمان‌ها اجازه مي‌دهد تا نياز كمتري به اضافه‌كردن سرورهاي بيشتر و بزرگ‌تر در ديتاسنترهاي داراي محدوديت مكاني داشته‌باشند. در اين مقاله بررسي مي‌شود كه شركت‌ها چطور از مزاياي مجازي‌سازي بهره مي‌برند و اين فناوري چگونه از معضلات بعدي جلوگيري مي‌كند.


منبع: اينفورميشن‌ويك‌

زماني صاحبان روزنامه Charlotte Observer تلاش مي‌كردند راهي پيدا كنند تا سرورهاي بيشتري را به مركز داده متراكم خود اضافه نمايند. اين مركز داده كه از ابتدا براي يك مين‌فريم طراحي مي‌شده بود، دو هزار فوت مربع وسعت داشت و تقريباً با 150 سرور مبتني بر معماري اينتل پر شده بود و هنوز هم نياز بيشتري احساس مي‌شد.

راه‌حل چه بود؟ در نهايت مديران اين رسانه روشي را يافتند كه بر خلا‌ف تصور به نظر مي‌رسد. آن‌ها به جاي اين‌كه سرورهاي بيشتري را به كار گيرند، چهارده ماه گذشته را صرف حذف آن‌ها كردند. بدين ترتيب كه سرورهاي تك‌منظوره را به ماشين‌هاي مجازي در كامپيوترهاي ميزبان تغيير شكل دادند.

Geoff Shorter مدير زيرساخت‌هاي IT آبزرور مي‌گويد: «همچنان‌كه سرورها كم مي‌شدند فضاي بيشتري باز مي‌شد (در حال حاضر به 120 عدد كاهش پيدا كرده‌اند). هزينه‌هاي مصرف برق و سيستم‌هاي خنك‌كننده به نصف كاهش پيدا كرده‌اند؛ يعني از هفت‌هزار دلار به 3500 دلار در ماه رسيده‌اند.»
 
شورتر انتظار دارد تعداد سرورها تا سه سال آينده به سي سرور مجهز به پردازنده‌هاي چهارهسته‌اي كاهش پيدا كند و مركز داده نيز به هشتصد فوت مربع، يعني چيزي كمتر از نصف وسعت فعلي برسد. او مي‌گويد: «ما براي مجازي كردن همه سرورها برنامه‌ريزي مي‌كنيم.»

مجازي‌سازي يا علم ايجاد محيط‌هاي كاربردي مستقل متعدد روي يك سرور فيزيكيِ منفرد، جايگزين راه‌هاي قبلي مديريت منابع محاسباتي خواهد شد و مهارت‌هاي مورد انتظار از متخصص IT را تغيير مي‌دهد. به بيان ديگر، در صنعتي كه به لطف «شاهكار بزرگ بعدي» به پيش مي‌رود (و البته معمولا‌ً از اين شاهكارها نااميد مي‌شود!) مجازي‌سازي نويد كارايي بيشتر سخت‌افزار، تخصيص منابع بهتر، خدمات برنامه‌اي انعطاف‌پذير و هزينه‌هاي كمتري را مي‌دهد.

البته مشكلاتي نيز وجود دارد. تغيير به سمت و سوي يك محيط مجازي ارزان نيست. امنيت، يك چالش مهم است. به علاوه، ممكن است كارايي برنامه‌ها كاهش يابد و حمايت توليدكنندگان از برنامه‌هاي مجازي نيز مي‌تواند يك مسئله باشد. خلاصه  اين كه، رشد سريع ماشين‌هاي مجازي ممكن است منجر به تكرار مشكلات ناشي از افزايش سريع تعداد سرورها گردد.

در صورتي كه مجازي‌سازي به طور صحيح مديريت شود، فناوري و روش‌هايي براي اين كار پديد مي‌آيد، و به مديران IT براي تغيير شكل مراكز داده و مهار پيچيدگي‌اي كه ممكن است آن‌ها را در گرداب فضاي مناسب غرق كند، ابزارهاي قدرتمندي ارائه مي‌دهد.

تحركات مثبت

ماه گذشته گروهي از متخصصان IT در كنفرانس VMworld (با حمايتVMware، شركت پيشرو در زمينه مجازي‌سازي) براي بحث درباره چگونگي رسيدن به مجازي‌سازي صحيح دور هم جمع شدند. وقتي دو سال پيش اين حركت آغاز شد، VMworld هزار و دويست علاقمند را پيش‌بيني مي‌كرد، ولي تعداد آنان به هفت‌هزار نفر رسيد.

Andy Bechtolsheim معمار ارشد گروه سيستم‌هاي شبكه سان در محل همايش مي‌گويد: «اين اجتماع بزرگ يادآور جامعه پرشور مكينتاشي‌ها است.»

الفباي مجازي‌سازي
مجازي‌سازي در صنعت کامپيوتر لغت‌نامه خاصي دارد. در اينجا چند اصطلاح ارائه مي‌شود

ماشين مجازي: يک نمونه از سيستم‌عامل که برنامه‌اي را با پارامترهاي معيني روي کامپيوتر ميزبان اجرا مي‌کند. پارامترهايي مانند چه تعداد سيکل پردازنده بايد به آن اختصاص يابد.

Hyperviser: هسته اصلي يک سيستم‌عامل که به فراخواني‌هاي ماشين‌هاي مجازي چندگانه پاسخ مي‌دهد و آن‌ها را به درخواست‌هايي براي سخت‌افزار ترجمه مي‌کند. با اين روش کارايي افزايش پيدا مي‌کند.

Paravirtualization: روشي که به يک hypervisor اجازه مي‌دهد با درايوهاي سخت‌افزاري سيستم‌عامل ميزبان تعامل داشته باشد، که توسط موتور ماشين مجازي اپن سورس Xen استفاده مي‌شود.

ابزار مجازي: ترکيبي از برنامه کاربردي و سيستم‌عامل که براي اجراي توأم بهينه شده و به يک فايل مجازي که آماده براي اجرا در ماشين مجازي مي‌باشد، تبديل شده است.

قالب‌بندي ديسک سخت مجازي: فرمت مايکروسافت براي فايل‌هاي مجازي. مايکروسافت تعهد کرده است که آن را باز بگذارد. بنابراين نرم‌افزارهاي شرکت‌هاي ديگر ممکن است با آن مجازي شود و در يک محيط ويندوزي اجرا شود.


Chuck Timm، مهندس جوان شبكه، در حالي كه در راهروي سالن كنفرانس قدم مي‌زند، توضيح مي‌دهد كه چطور از بيمارستان ادوارد در ناپرويل I11 به لس‌آنجلس آمده است.

اين بيمارستان نيز مانند شارلوت آبزرور جايي خالي در مركز داده خود ندارد. تيم مي‌گويد: «من به مديريت بيمارستان گفتم ‌كه مرا به اين كنفرانس بفرستند. وگرنه، مركز داده به وضعيت انفجار خواهد رسيد.»

تاكنون اغلب واحدهاي IT به منظور پشتيباني از تعداد بيشتري از كاربران، و نيز برنامه‌هاي كاربردي و تراكنش‌هاي بيشتر به افزايش كامپيوترها روي مي‌آوردند.

David Ostager مهندس ارشد زيرساخت‌هاي Fidelity Natienal Real Estate solutions، با ناراحتي مي‌گويد: «همه جا كابل‌كشي شده است. ما هيچ جايي براي گسترش در ساختمان خود نداريم. من تصميم دارم كل مركز داده را مجازي كنم.»

در حال حاضر، Fidelity، در ابتدا اپليكشن سرورهاي خود را تقريباً با پنج ماشين مجازي روي هر سرور فيزيكي مجازي كرده است. اين كار اغلب اولين مرحله از مجازي‌سازي است؛ زيرا تست نرم‌افزار نياز به محيط‌هاي اجراي متفاوت دارد. Ostager مي‌گويد: «اگر فيدليتي سرورهاي فيزيكي خود را گسترش مي‌داد، هر بار كه نياز به ماشين جديد پيدا مي‌كرد، سرورهاي قبلي بهره‌وري خود را از دست مي‌دادند.» مرحله بعدي براي شركت اجراي چند برنامه تجاري روي ماشين‌هاي مجازي است.

اما پيشرفت‌هاي بيشتري هم حاصل شده‌است. به عنوان مثال يك شركت بزرگ توليدكننده موتورهاي جت از مرحله تست نرم‌افزار فراتر رفته و به مرحله مجازي‌سازي برنامه‌هاي كاربردي وب سرور و پايگاه‌هاي داده مايكروسافت و اوراكل رسيده است.

شركت مذكور از Esx server  ساخت VMwave براي اجراي 110 ماشين مجازي روي شانزده سرور فيزيكي استفاده مي‌كند. john panatonni، طراح سيستم‌هاي IT مي‌گويد: «ما مشغول آموزش افراد مناسب هستيم و نسبت به اين فرايند مطمئن هستيم.»

احمد مشعل در راه برگشت از دنياي ماشين‌هاي مجازي به هتل محل اقامتش در پايان روز تعريف مي‌كند كه چطور بخش ارتباطات راه‌دور و بي‌سيم شركت FCC، بيشتر  زيرساخت IT خود شامل سرورهاي وب، سرورهاي توسعه نرم‌افزار و سرورهاي بانك‌اطلاعاتي را مجازي كرده است. تقريباً سه چهارم برنامه‌هاي ارتباط از راه‌دور FCC در ماشين‌هاي مجازي اجرا مي‌شوند.

مشعل، كارمند سابق بخش IT و برنامه‌نويس پيماني فعلي FCC مي‌گويد: «ماشين مجازي به سادگي مديريت يك فايل روي يك كامپيوتر شخصي است. شما مي‌توانيد آن ‌را كپي نماييد، از آن نسخه پشتيبان تهيه كنيد يا به يك لپ‌تاپ منتقل سازيد. انعطاف‌پذيري آن بسيار بالا‌ است.»

Diame Greene، رئيس شركت VMwarw، مي‌گويد: «فناوري مجازي‌سازي به مديران مراكز داده اجازه مي‌دهد روي واحدهاي نرم‌افزاري كوچك‌تر كه براي اجرا در ماشين‌هاي مجازي تهيه شده‌اند، تمركز كنند؛ به جاي اين‌كه با نرم‌افزارهاي كاملا‌ً يكپارچه شده با سرورهاي مستقل دست و پنجه نرم كنند.»
 
Diame Greene، رئيس شرکت VMwarw، مي‌گويد: «فناوري مجازي‌سازي به مديران مراکزداده اجازه مي‌دهد روي واحدهاي نرم‌افزاري کوچک‌تر که براي اجرا در ماشين‌هاي مجازي تهيه شده‌اند، تمرکز کنند؛ به جاي اين که با نرم‌افزارهاي کاملاً يکپارچه شده با سرورهاي مستقل دست‌وپنجه نرم کنند.»
با اين حال او تحول سريع را پيشنهاد نمي‌كند. به زعم وي مي‌توان استفاده از مجازي‌سازي را به آرامي آغاز كرد و سپس آن ‌را از يك برنامه به برنامه‌اي ديگر گسترش داد. او مي‌گويد: «مجازي‌سازي در بين فناوري‌هاي تفرقه‌افكن كمترين تفرقه را ايجاد مي‌كند.»

بخشي از هيجان مجازي‌سازي اين است كه بسياري از پذيرندگان در حال حركت به آن سوي مرحله يكپارچه‌سازي سرور هستند. در يك تحقيق كه در ماه آگوست منتشر شده و بر اساس 150 مصاحبه با اولين پياده‌كنندگان اين فناوري انجام گرفت، Andi Mann، مشاور enterprise Management Associates، بازيابي اضطراري داده‌ها و پيوستگي تجاري را به عنوان محرك اصلي مجازي سازي معرفي كرد.

كپي‌هاي تركيبي از نرم‌افزار شركت (سيستم‌عامل، برنامه‌هاي كاربردي و بانك‌هاي اطلاعاتي) مي‌توانند ايجاد شوند و به كامپيوترهاي بيرون انتقال يابند تا در يك لحظه روي ماشين‌هاي مجازي به كار گرفته شوند. اين بازيابي آني همان‌طور ‌كه گرين مي‌گويد، بدون سرمايه‌گذاري روي سخت‌افزار اختصاصي ‌امكانپذير است؛ زيرا نرم‌افزاز مجازي‌ مي‌تواند در ماشين‌هاي مجازي روي سخت‌افزار موجود اجرا شود. دو مركز داده مي‌توانند به عنوان پشتيبان يكديگر هميشه آماده باشند.

چنين قاعده‌اي براي برنامه‌هاي مركزداده نيز صدق مي‌كند. شارلوت آبزرور، برنامه‌هاي گردش كاري خود را كه روي يك بانك‌اطلاعاتي اوراكل اجرا مي‌شوند و شامل ارسال روزنامه‌ها، صورت‌حساب مشتريان و آبونمان‌هاي جديد مي‌باشند، مجازي كرده ‌است. اگر يك برنامه گردش كار با مشكل مواجه شود، ديگري مي‌تواند از يك ديسك درايو شروع شود و در يك ماشين مجازي روي هرسروري كه در دسترس باشد اجرا شود.

قطع ارتباط‌

چيزي كه در رابطه با مجازي‌سازي در ابتدا مشهود نيست، اين است كه اساساً ارتباط بين نرم‌افزار و سخت‌افزار را تغيير مي‌دهد. يك برنامه معمولاً روي يك سيستم‌عامل كه با قطعه سخت‌افزار معيني هماهنگ شده اجرا مي‌شود؛ مجازي‌سازي ارتباط تنگانگ سيستم‌عامل را با سخت‌افزار مي‌شكند، و سپس اين ارتباط را مستقيماً با برنامه برقرار مي‌سازد.

اين همان جايي است كه مسئله ابزار مجازي مطرح مي‌شود. سپس سيستم‌عامل و برنامه كاربردي در يك فرمت فايل مجازي تركيب شده و براي اجرا روي يك ماشين مجازي آماده مي‌شوند. ابزارهاي مجازي از طريق وب قابل‌دانلود هستند و مي‌توانند از يك سرور به سرور ديگر انتقال يابند.

VMware مجموعه‌اي از يك بازار ابزارهاي مجازي دارد كه در آن 347 برنامه پيش‌پيكربندي شده در دسترس هستند. وقتي يك ابزار مجازي دانلود مي‌شود، براي اجرا آماده است بدون نصب، كه گاهي‌ در برنامه‌هاي جديد دردسرساز است.

چيزي که در رابطه با مجازي‌سازي در ابتدا مشهود نيست، اين است که اساساً ارتباط بين نرم‌افزار و سخت‌افزار را تغيير مي‌دهد. يک برنامه معمولاً روي يک سيستم‌عامل که با قطعه سخت‌افزار معيني هماهنگ شده اجرا مي‌شود؛ مجازي‌سازي ارتباط تنگاتنگ سيستم‌عامل را با سخت‌افزار مي‌شکند، و سپس اين ارتباط را مستقيماً با برنامه برقرار مي‌سازد.
Rich lechner، معاون بخش مجازي‌سازي آي‌بي‌ام، مي‌گويد: «استفاده از چنين فايل‌هاي مجازي مي‌تواند هزينه بخش نگهداريIT   را كه معمولا‌ً هفتاد درصد از هزينه‌هاي كل را شامل مي‌شود، به بيست درصد كاهش دهد.»

انعطاف‌پذيري ايجاد‌شده توسط مجازي‌سازي، يكي از كليدهاي فرار از انعطاف‌ناپذيري سخت‌افزاري مراكز داده و دستيابي به يك تشكيلات سازگارتر است، ولي توسعه ماشين‌هاي مجازي مشكلات خاصي دارد.

ابزارهاي مديريت سيستم‌ها تمايل دارند يا با سرورهاي فيزيكي كار كنند يا با سرورهاي مجازي و نه هر دو. فقط unicenter ASM11.1 ساخت شركت CA و چند ابزار ديگر مي‌توانند هر دو نوع سرور را پشتيباني نمايند و آن‌ها را به يكديگر مرتبط سازند.

تاكنون فراهم‌كنندگان مجازي‌سازي شامل VMware و Virtual iron Softwar، سريع‌تر از فراهم‌كنندگان مديريت سيستم‌ها مانند اچ‌پي و آي بي‌ام حركت كرده‌اند. مديران سيستم‌ها تمايل دارند مديريت مجازي‌سازي با كنسول‌هاي مديريت سيستم‌هاي موجود عجين شود.

مشعل، پيمانكار FCC و كاربر كنسول Virtual Center از VMware مي‌گويد كه ابزارهاي جديد، توليد ماشين‌هاي مجازي را به هر تعداد كه بخواهيد، آسان كرده است. حذف آن‌ها نيز تقريباً به همان آساني است. بنابراين، بايد مراقب باشيد‌.

‌او شاهد بوده است كه يك مدير IT فرمان اشتباه انتخاب كرده و يك ماشين مجازي را پاك كرده است؛ همان‌طور كه شما يك فايل ورد را پاك مي‌كنيد. خوشبختانه با استفاده از ويژگي‌هاي پشتيبان‌گيري و بازيابي در كنسول مديريت آن‌ها توانستند در مدتي حدود پانزده دقيقه يك ماشين مجازي جديد را مهيا كنند.

موضوع ديگر اين‌كه، وقتي يك بسته نرم‌افزاري در يك ماشين‌مجازي اجرا مي‌شود، ممكن است مشكلاتي در پشتيباني فني به وجود آيد. متخصص پشتيباني نمي‌دانند كه مشكل مربوط به برنامه مي‌شود يا نرم‌افزار ماشين مجازي شركت‌هاي ديگر.

بنابراين ممكن است قبل از اين‌كه شروع به سرويس‌دهي كنند، بر اين مسئله اصرار ورزند كه مشكل نسبت به سرور واقعي دو برابر شده است. تيم از بيمارستان ادوارد چنين تجربه‌اي را با پشتيباني مايكروسافت داشته است.

Gordon Haff، تحليلگر Illuminata هشدار مي‌دهد كه همه حفره‌‌هاي امنيتي مربوط به ماشين‌هاي مجازي پوشش داده نشده است. هنگامي‌كه يك سيستم‌عامل سرور را ارتقا مي‌دهيد، چند ابزار وصله‌كردن وجود دارد كه به شما اطمينان مي‌دهند هر سيستم‌عامل ماشين مجازي به خوبي وصله شده است.

هاف مي‌گويد: «اگر يك ماشين مجازي كه اجرا مي‌شود وصله امنيتي را نگيرد، چه مي‌شود؟ وقتي يك نفوذگر كنترل آن را به دست بگيرد، بي‌مسئوليتي است كه بگوييم، هيچ‌كس نمي‌دانست چنين خطري وجود داشته است.»

و چه كسي امنيت ماشين‌هاي مجازي را تضمين مي‌كند؛ مخصوصاً در پياده‌سازي سمت ميزبان كه برنامه كاربردي يك شركت مي‌تواند لحظه‌اي بعد از رقيبش اجرا شود؟

استگر از فيدليتي‌نشنال نگران اين موضوع نيست. او مي‌گويد: قسمتي از جذابيت ماشين‌هاي مجازي اين است كه آن‌ها نمي‌توانند از فضاي حافظه كه توسط مدير سيستم اختصاص داده شده است، تجاوز كنند. اين‌ها خودكنترل هستند. به طوري كه از انعطاف‌پذيري مناسبي جهت گسترش برنامه‌ها باهم روي يك سرور فيزيكي برخوردارند و تضادي هم ايجاد نمي‌شود.

حتي ممكن است مجازي‌سازي از بعد امنيتي داراي مزايايي نيز باشد. گرين بيان مي‌كند كه ابزارهاي مجازي مطمئن‌تر از برنامه‌هاي روي كامپيوترهاي فيزيكي هستند؛ چراكه يك ابزار مجازي تمام اجزاي غيرضروري سيستم‌عامل را غيرفعال مي‌كند يا دور مي‌ريزد. همچنين باعث بسته شدن راه نفوذ ديگران مي‌شود.

معماري مبتني بر سرويس‌دهي در مجازي‌سازي نگراني كمتري ايجاد مي‌كند. سرويس‌ها برنامه‌هاي كوچكي هستند كه بايد سريعاً در دسترس قرار بگيرند و يك راه براي آن اين است كه آن‌ها را براي اجرا در ماشين‌مجازي قالب‌بندي كنيم.

لچنر، از شركت آي بي‌ام، مي‌گويد كه هر كدام در محيط مجازي خود اجرا مي‌شود‌ معماري مبتني‌بر سرويس‌دهي را امكانپذير، ولي براي رسيدن به آن نقطه، كاركنان بخش IT مجبورخواهند بود  نود درصد از برنامه‌هاي خود را به فايل‌هايي كه مي‌توانند در ماشين مجازي اجرا مي‌شوند تبديل كنند.

نياز به حافظه‌
آي‌بي‌ام، اچ‌پي و سان‌مايكروسيستمز سال‌ها اشكال اختصاصي از مجازي‌سازي داشته‌اند. آي‌بي‌ام مجازي‌سازي را در سيستم‌عامل ماشين‌مجازي خود استفاده مي‌كرد كه در واقع «guests» را روي مين‌فريم اجرا مي‌كرد.

اچ پي با virtual server Environment خود مي‌تواند ماشين‌هاي مجازي را توليد كند و براي بازاريابي پروژه Virtual Desktop Infrastructure سرگرم همكاري با VMware است تا به مصرف‌كنندگان نهايي برنامه مجازي را خارج از يك سرور مركزي ارائه مي‌دهد.

فناوري مجازي‌سازي اوليه مانند سرور GSX اوليه VMware و virtual server مايكروسافت يك سيستم‌عامل و برنامه را در هر ماشين مجازي Duplicate مي‌كند و براي ارسال دستورالعمل‌ها به سخت‌افزار به سيستم‌عامل مجازي تكيه مي‌كند. تعدد سيستم‌عامل باعث افزايش درخواست ماشين مجازي براي حافظه مي‌شود. در مورد ويندوز همچنين بار هزينه‌اي قابل‌توجهي براي كسب مجوز نيز به آن اضافه مي‌شود.

فناوري پيشرفته‌تر VMware يعني ESX Server و موتور ماشين ‌مجازي سورس‌باز xen به چيزي به نام hypervisorمجهز هستند. در اينجا بخشي از نرم‌افزار مجازي فراخواني منابع سخت‌افزاري را ازطرف ماشين‌هاي مجازي متعدد روي يك سرور مديريت مي‌كند.

اين روش كارايي بيشتري دارد؛ زيرا يك hypervisor مي‌تواند ماشين‌هاي مجازي زيادي را پشتيباني كند و دستورات نرم‌افزار را مستقيماً به سخت‌افزار برساند. به جاي اين‌كه اين كار از طريق ارائه سيستم‌عامل انجام شود. همه فناوري‌هاي مجازي‌سازي بر اساس بعضي تخمين‌ها حداكثر تا پانزده درصد كاهش كارايي را به همراه دارند و كارايي موضوع حساسي به شمار مي‌آيد: VMware در قراردادهاي خود ملزم مي‌كند كه مشتريان نبايد اطلاعات كارايي را درمورد محصولاتش فاش كنند؛ مگر اين‌كه طي مراحلي بررسي و تأييد شده باشد. سخنگوي VMware مي‌گويد: «تا حالا هيچ كس اين پيشنهاد را نكرده است.»

در آبزرور، شارلوت تست‌هايي را روي Virtual Iron3 از شركت virtual Iron كه براساس Xen hypervisor مي‌باشد انجام داده است. او مي‌گويد يك برنامه گردش كاري كه اجرايي آن به طور طبيعي روي يك سرور چهار پردازنده‌اي Sun 3800 سه ساله، 45 دقيقه طول مي‌كشد، روي يك سرور دوهسته‌اي Dell 2850 بدون مجازي‌سازي يازده تا سيزده دقيقه انجام مي‌گيرد. او همچنين مي‌گويد: «ما مقايسه را نظير به نظير انجام مي‌داديم.»

مي‌توان مجازي‌سازي را طوري پياده كرد كه با جلوگيري از بيشتر اختلالات كارايي آن را تثبيت كرد. فناوري مجازي‌سازي سان به نام containers به برنامه‌هاي متعدد اجازه اجرا روي يك سيستم‌عامل سولاريس 10 را مي‌دهد.

Joost pronk vam Hoogeveen، مدير خط توليد سان، مي‌گويد: «سربار نزديك به صفر است.» سان اظهار مي‌كند يك سرور سولاريس چهارپردازنده‌اي قادر به اجراي پانصد containers است كه هر كدام يك برنامه را اجرا مي‌كنند. اگر چه ون هوگوين تصديق مي‌كند در نسخه نمايش هيچ‌كدام از آن‌ها خيلي خوب عمل نمي‌كنند.

Virtuzzo از شركت swsoft مشابه چنين كاري را براي دو سيستم‌عامل ويندوز و لينوكس انجام مي‌دهد. با Virtuzzo برنامه‌هاي متعدد مي‌توانند تحت يك كپي از سيستم‌عامل اجرا شوند. Carlasafigan مدير بازاريابي SWsoft  مي‌گويد: «بيشتر شركت‌ها يك نوع سيستم‌عامل را روي يك سرور استفاده مي‌كنند؛ آن‌ها لزوماً نمي‌خواهند از ويندوز و لينوكس باهم استفاده كنند.»

رهبر گروه

VMware كه در سال 1998 تأسيس شد، با كنارزدن آي بي‌ام به عنوان رهبر بازار مجازي‌سازي در سال 2004 ظاهر شد.

VMware در زمينه مجازي‌سازي سرورها بر اساس معماري x86 شركت اينتل حكفرمايي مي‌كند. اين معماري در بيشتر مراكز داده مورد استفاده در حال بهينه‌شدن است. قراردادن ماشين‌هاي مجازي روي سرورهاي چندهسته‌اي، يعني آخرين پيشرفت سخت‌افزاري، يكي از معدود راه‌هاي به‌كارگيري همه قابليت‌هاي ماشين‌هاي بدون برنامه‌هاي بازنويسي در سيستم‌هاي موازي مي‌باشد كه كار سختي است.

يك پروژه سورس باز ممكن است از نظر قيمت جايگزين خوبي براي ‌VMware باشد. Simon Crosby، مدير بخش فني xensource، از شركت‌هاي اصلي xen، يك تبعه آفريقايي جنوبي تحصيل‌كرده در دانشگاه كمبريج با موهاي قهوه‌اي مايل به قرمز است.

مايکروسافت از xensource و Novell براي آوردن مجازي‌سازي لينوکس به ويندوز لانگهورن که همان نسخه سرور ويستا مي‌باشد درخواست کمک کرده است. پس از اين که لانگهورن به بازار عرضه شد، مايکروسافت Viridian hypervisor در حال ساخت خود، که لينوکس را به عنوان يک ماشين مجازي اجرا مي‌کند، به آن اضافه خواهد کرد.
او مي‌گويد: «مديران IT بايد بيشتر روي مزاياي موتور ماشين مجازي xen تمركز كنند كه براساس يك رويكرد مشابه مجازي‌سازي ساخته مي‌شود. يعني تحت سيستم xen سيستم‌عامل لينوكس يا ويندوز وضعيت مجازي را تشخيص مي‌دهد و به hypervisor نياز دارد تا از طريق برقراري ارتباط با ادوات سخت‌افزاري سرور، كار كمتري انجام دهد.»

در نتيجه xensource به فراهم‌كردن درايورهاي سخت‌افزاري براي هر پلتفرم سروري كه پشتيباني مي‌كند نياز ندارد. كروسبي مي‌گويد: «بسياري از 2400 كارمند VMware كار تهيه درايو ESX server را انجام مي‌دهند. در حالي كهxensource مي‌توان براساس درايوهاي لينوكس Suse، ردهت كار يا در مورد ويندوز درايورهاي ساخت مايكروسافت كند. اين موضوع به Xen اجازه مي‌دهد تا با بيست درصد هزينه پرداخت شده براي محصول VMware به هشتاد درصد كارايي آن دست يابد. VMware براي نصب هر سرور ESX مبلغ 3750 دلار دريافت مي‌كند. در حالي كه نسخه xen با پشتيباني از xensource  برابر با 750 دلار قيمت دارد.»

مايكروسافت تلاش مي‌كند نقش اصلي را در بازار مجازي‌سازي از آن خود كند. در حال حاضر ارائه سرورمجازي به عنوان يك موتور ماشين مجازي تحت ويندوز يك عقب‌ماندگي محسوب مي‌شود. در حالي كه هم VMware و همxensource به مرحله hypervisor رسيده‌اند.

در FCC، مشعل سرور مجازي مايكروسافت را در مقابل VMware ESX Server تست كرده و به عقيده وي مايكروسافت حداقل سه سال عقب‌تر از رقيب است.

استفاده از ويندوز در بازار نوظهور ابزار مجازي بعيد به نظر مي‌رسد. ويندوز مانند لينوكس به صورت ماجولار ساخته نمي‌شود. بنابراين اشيا به راحتي قابل اضافه كردن يا كاهش نيستند. پس در پيكربندي سيستم‌عامل به برنامه كمك نمي‌كند. تا اينجاي كار بازار ابزار مجازي تقريباً به طور انحصاري در اختيار لينوكس بوده است.

مايكروسافت از ‌xensource و Novell براي آوردن مجازي‌سازي لينوكس به ويندوز لانگهورن كه همان نسخه سرور ويستا مي‌باشد در خواست كمك كرده است. پس از اين‌كه  لانگهورن به بازار عرضه شد، مايكروسافت viridian hypervisor در حال ساخت خود، كه لينوكس را به عنوان يك ماشين مجازي اجرا مي‌كند، به آن اضافه خواهد كرد.

اگر همه روي اين برنامه كار كنند، در مراكز داده آينده، مديران سيستم‌ها مي‌توانند ابزارهاي مجازي، فايل‌هاي مجازي و تركيبي از ماشين‌هاي مجازي را براي تخصيص و جابه‌جايي منابع دستكاري كنند.

Mendel Rosenblum استاديار دانشگاه اكسفورد و يكي از مؤسسان و رئيس شركت Vmware مي‌گويد: «مجازي‌سازي يك مسير انقلابي است.» او كار اصلي را روي مجازي‌سازي معماري x86 انجام داد و در دنياي ماشين‌هاي مجازي او از اين‌كه وضعيت را به اين سمت هدايت كرده لذت مي‌برد.

او همچنين همسر خانم گرين است و افكار و عقايد او را قدم به قدم در شكل‌گيري مجازي‌سازي منعكس مي‌كند. او مي‌گويد: «شما مي‌توانيد با يكپارچه سازي سرور شروع كنيد. سپس خود را درگير ابزارهاي مجازي كنيد. نتيجه تغييرات بنيادي خواهد بود.»

تغييرات بنيادي بدون انقلاب. در واقع همين امر پذيرش سريع مجازي‌سازي را توصيف مي‌‌كند و آينده خوبي را نويد مي‌دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط هومن عزیزی  | 

 
صفحه : 1
نويسندگان: Fabrizio Gagliardi و Francois Grey ؛ ترجمه: سيدمصطفي ناطق‌الا‌سلا‌م‌
ماهنامه شبکه

اشاره :

اگر همه چيز مطابق برنامه پيش برود، سال آينده بزرگ‌ترين ماشين علمي‌اي كه تاكنون ساخته شده است، در مجتمع زيرزميني پرپيچ و خمي در سوئيس، نزديك ژنو، به بهره‌برداري خواهد رسيد. تصادم‌گر بزرگ هادرون ‌(LHC) كه در عمق بيش از صد متري زير زمين قرار دارد، دو باريكه پروتون را در جهت‌هاي مخالف هم در يك تونل دايره‌اي 27 كيلومتري شتاب خواهد داد. اين دو باريكه، در حالي كه تقريباً به سرعت نور رسيده‌اند، به صورت متقابل (شاخ به شاخ) با هم برخورد مي‌كنند و رگباري از بقاياي زيراتمي را توليد مي‌كنند كه دانش‌پيشگان انتظار دارند ذراتي مرموز را كه قبلاً هرگز مشاهده نشده‌اند، در ميان آن‌ها بيابند. اين امر مي‌تواند منجر به تغيير در درك بنيادي ما از جهان گردد. دست‌كم، اميد است كه چنين شود. پژوهشگران سازمان تحقيقات هسته‌اي اروپا (سرن)، جايي كه LHC به بهره‌برداري خواهد رسيد، مي‌دانند كه يافتن ذرات مادي گريزاني كه آن‌ها در جست‌وجويش هستند، كار بسيار دشواري خواهد بود. براي يافتن اين ذرات، پژوهشگران بايد توده‌هاي مهيبي از داده‌هاي مربوط به برخوردها را غربال نمايند: انتظار مي‌رود فوران داده‌ها در LHC به طور متوسط، سالانه به پانزده ميليون گيگابايت برسد؛ اين مقدار بيشتر از ميزان داده‌اي است كه براي پر كردن شش دي‌وي‌دي استاندارد در دقيقه لازم است. به اين ترتيب مرتب كردن و تحليل نمودن اين كوه داده‌ها كاري است فراتر از توان هر ابركامپيوتري در جهان. پس در همان حال كه تيم LHC براي تكميل نمودن ماشين غول‌پيكر زيرزميني در تكاپو است، روي سطح زمين گروه ديگري از فيزيك‌پيشگان و متخصصان علوم كامپيوتر در حال حل نمودن مسئله‌اي مستقل هستند: فراهم آوردن زيرساختي محاسباتي‌ كه از پس سيلاب داده‌هاي LHC برآيد. راه‌حلي كه آنان يافته‌اند مجموعه‌اي پهناور از كامپيوترهاي قدرتمند كه حدوداً در دويست مركز پژوهشي در سراسر دنيا گسترده‌اند و به گونه‌اي مرتبط و پيكربندي شده‌اند كه همچون يك سيستم واحد پردازش موازي كار كنند. اين نوع زيرساخت يك گريد پردازشي (computing grid) خوانده مي‌شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط هومن عزیزی  | 


امير ياري
نشريه عصر شبکه

اشاره :

آتش‌بازي يكي از برنامه‌هاي زيبايي است كه هر ساله با فرا رسيدن ايام جشن وشادي شكل جالبي به خود مي‌گيرد. البته اصلاً منظور ما آتش‌بازي‌هاي شبيه چهارشنبه سوري و چوب‌هاي سوزان و ترقه نيست، بلكه منظور ما نور‌افشاني‌هايي است كه در ميادين اصلي شهر برپا مي‌شود. اگر شما هم يكي از اين شب‌ها را ديده باشيد، حتماً متوجه اين نور‌هاي زيبا خواهيد شد. سال پيش خيلي از دوستان براي من ايميل فرستادند كه چرا شب آتش‌بازي نتوانستند عكس‌هاي خوبي از آتش‌بازي‌ها و نور‌هاي پراكندهآسمان بگيرند. خيلي از دوستان هم عكس‌هاي‌ آنالوگشان را براي چاپ مي‌آوردند و بعد از چاپ مي‌فهميدند كه عكس‌هايشان اصلاً قابل چاپ نيست! ناراحتي آن‌ها كاملاً قابل درك بود؛ زيرا در طول زمان آتش‌بازي بيشتر وقت خود را صرف تنظيم دوربين و عكاسي كرده بودند. پاسخ من به همه اين دوستان با يك جمله ثابت شروع مي‌شد: <عكس‌هاي آتش‌بازي‌هاي نوراني هرگز به زيبايي خود آن‌ها نخواهد شد. بنابراين فقط آن‌ها را تماشا كنيد!> اما اگر هنوز هم اصرار داريد كه از آتش‌بازي‌هاي زيبا عكاسي كنيد، شايد اين راهنمايي‌ها به كار‌تان بيايد:


 سه‌پايه: حتماً مي‌دانيد چيست؟! سه شماره پي‌درپي به همين موضوع پرداختيم. يك وسيله داراي سه تا پايه بازشو كه با اتصال دوربين به آن مي‌توانيد خيال خودتان را از بابت لرزش دوربين راحت كنيد. براي عكس‌برداري از نور‌افشاني‌هاي آتش‌بازي كه هميشه در تاريكي شب انجام مي‌شود، مطمئناً به سه‌پايه نياز خواهيد داشت. اگر سه‌پايه داريد، حتماً آن را با خودتان برداريد.

 كنترل از راه دور: تعجب نكنيد. خيلي از دوربين‌ها امكان استفاده از آن را دارند. البته اين كنترل‌ها در مورد دوربين‌هاي مختلف متفاوت است (و احتمالاً خيلي هم گرانند). برخي از دوربين‌ها از دكمه شاتر سيمي استفاده مي‌كنند كه قيمت چنداني  ندارند، اما بايد ببينيد كه آيا دوربينتان پيچ اتصال آن را دارد يا خير. نهايتاً اگر هيچ يك از اين‌ها شامل حال شما نمي‌شود، مي‌توانيد از دكمه عكس‌برداري زمان‌دار (Self Timer) دوربينتان هم استفاده كنيد تا اطمينان پيدا كنيد هيچ لرزشي به دوربين وارد نمي‌شود. البته در اين حالت بايد خودتان زمان انفجار منور‌ها را حدس بزنيد.

 كادربندي: سخت‌ترين كاري كه در هنگام عكاسي آتش‌بازي‌ها با آن روبه‌رو مي‌شويد (چيزي كه تا قبل از شروع به كار اصلاً به ذهنتان نمي‌رسد)، كادر‌بندي عكس‌ها است. بايد به طور دقيق حدس بزنيد كه انفجار بعدي دقيقاً در كجاي آسمان روي خواهد داد، و بعد دوربين را روي همان نقطه ثابت كنيد. در اين مورد هيچ راهنمايي خاصي وجود ندارد. فقط حدس و گمان است! تنها چيزي كه بايد در نظر داشته باشيد اين است كه ديگران هم مثل شما مي‌خواهند از آتش‌بازي لذت ببرند.

شما نمي‌توانيد از مردم بخواهيد جلوي دوربين شما را خالي بگذارند. بنابراين از همان ابتدا كمي از آن‌ها فاصله بگيريد.

در كادربندي توجه به يك نكته ديگر نيز اهميت دارد. اين‌كه كادر را بايد به صورت افقي بگيريد يا عمودي؟ هيچ قانوني براي اين مسئله وجود ندارد و هر دو كادر عكس‌هاي خوبي را ثبت مي‌كنند. شخصاً كادر عمودي را ترجيح مي‌دهم؛ زيرا حركت منور‌ها بيشتر به صورت عمودي انجام مي‌شود و به همين علت فاصله ديد بيشتري خواهيد داشت.

نكته مهم ديگر اين است كه ببينيد آيا واقعاً مي‌خواهيد عكس بگيريد يا مي‌خواهيد آتش‌بازي‌ها را تماشا كنيد. اين نكته بسيار مهم است. توجه داشته باشيد كه براي انجام يك كادربندي صحيح، لازم است دقيقاً محل زاويه ديد دوربين را پيدا كنيد و براي تنظيمات بعدي آن را به خاطر بياوريد. اگر مي‌خواهيد دوربين را تنظيم كنيد، كنترل از راه دور آن را در دست بگيريد، و در لحظه عكس گرفتن به آسمان نگاه كنيد، نمي‌توانيد بفهميد از كجا عكس گرفته‌ايد. سپس تا بخواهيد عكس قبلي را باز كنيد و به ياد بياوريد اين عكس از كجاي آسمان بوده است، چند منور ديگر منفجر خواهد شد. پس شما آن‌قدر‌ها هم وقت نداريد!

 فاصله كانوني: سعي نكنيد از زوم زياد دوربينتان استفاده كنيد. اين كار موجب سخت‌تر شدن فوكوس هم مي‌شود. در اين حالت تمام مدت بايد به دنبال نور‌ها بگرديد و البته در لحظه عكاسي فوكوس كردن هم مشكل‌تر مي‌شود. شايد بهتر باشد با زاويه باز عكاسي كنيد و بعد آن‌ها را برش بزنيد. اگرچه اين كار موجب افت كيفيت عكس‌ها مي‌شود، اما بهتر از اين است كه اصلاً عكس نگيريد.

 ديافراگم: يكي از سوالات معمول درباره عكاسي از آتش‌بازي‌ها همين است: چه ديافراگمي را انتخاب كنيم؟ خيلي‌ از كاربران فكر مي‌كنند انتخاب ديافراگم باز‌تر براي عكاسي از آتش‌بازي مناسب‌تر است. اما مسئله دقيقاً برخلاف اين است. ديافراگم‌هاي f/8 يا  f/16 براي اين كار نتيجه بهتري دارند؛ زيرا عمل فوكوس كردن به دليل بالا رفتن عمق ميدان راحت‌تر مي‌شود.

 سرعت شاتر: شايد مهم‌تر از تعيين ديافراگم، تنظيم سرعت شاتر باشد. ذرات نوراني منور‌ها حركت نسبتاً سريعي دارند و اگر مي‌خواهيد زيبايي حركت آن‌ها را در عكس خود داشته باشيد، بايد بتوانيد نوردهي دوربينتان را روي يك نوردهي نسبتاً طولاني‌ تنظيم كنيد. يك روش براي نوردهي طولاني، استفاده از وضعيت Bulb يا همان سرعت Bاست. در اين حالت، تا زماني كه دكمه شاتر را فشرده نگه داشته باشيد (ترجيحاً با استفاده از سيم شاتر يا كنترل از راه دور) دهانه شاتر باز نگه داشته مي‌شود. در چنين حالتي بهتر است، به محض انفجار منور، دكمه شاتر را فشار دهيد و تا زماني كه آخرين ذرات نور خاموش مي‌شوند، آن را رها كنيد؛ يعني تقريباً چند ثانيه نوردهي مناسب است.

البته مي‌توانيد با چند بار امتحان كردن اين كار، فاصله زماني دقيق براي نوردهي را پيدا كنيد. دقت نماييد كه هيچ نيازي نيست اين فاصله زماني خيلي طولاني شود. نبايد فكر كنيد چون آسمان تاريك است، مي‌توانيد هر قدر كه دوست داريد، دهانه شاتر را باز نگه داريد؛ زيرا جرقه‌هاي منفجر شده نوراني به صورت تصادفي در آسمان روشن مي‌شوند و احتمال اين‌كه يك جرقه ديگر در همان مكان قبلي منفجر شود و عكس قبلي شما را خراب كند، بسيار زياد است.

در صورتي كه دوست داريد تصوير چند جرقه مختلف را در عكس داشته باشيد، مي‌توانيد از اين ترفند استفاده كنيد. دوربين را روي حالت Bulb قرار دهيد و يك تكه مقواي ضخيم در دست بگيريد. به محض خاموش شدن يك جرقه، مقواي مذكور را جلوي لنز نگه داريد (در حداقل فاصله ممكن بدون اين‌كه به دوربين لرزش وارد كنيد) و با روشن شدن جرقه بعدي، دوباره آن را كنار بكشيد. با اين ترفند مي‌توانيد در يك عكس تصويري از چند جرقه رنگي نوراني را با هم ثبت  كنيد؛ بدون اين‌كه عكس شما پر از نويز شود.

 حساسيت يا ISO: به هيچ عنوان حساسيت دوربين را زياد نكنيد. ممكن است روي تصوير پيش نمايش خود دوربين به نظر برسد كه بالا بردن حساسيت، شفافيت نورها را بيشتر مي‌كند، اما بعداً كه عكس هايتان را در داخل كامپيوتر باز‌مي‌كنيد، با حجم وسيع نويز‌هايي روبه‌رو مي‌شويد كه تمام سطح تصوير را پوشانده‌اند. بعداً مي‌توانيد با فتوشاپ، درخشندگي نورهاي عكس را بيشتر كنيد. بنابراين سعي كنيد ترجيحاً با همان حساسيت  ISO 100  كار كنيد.

 فلاش: فلاش دوربينتان را خاموش كنيد، زيرا هيچ تاثيري روي عكس‌هايتان ندارد. تنها كار فلاش در اين  اين است كه به دوربين مي‌گويد به زمان نوردهي كمتري نياز دارد. پس آن را خاموش كنيد، وگرنه تمام زحمات‌شما را بر باد مي‌دهد.

 عكاسي با حالت دستي: هم نور دهي دستي و هم فوكوس دستي. عكاسي كردن در حالت فوكوس خودكار، هنگامي كه در محيط‌هاي كم‌نور هستيد، براي بسيار از دوربين‌ها غير‌ممكن و براي دوربين‌هاي پيشرفته بسيار مشكل است. در حقيقت لنز دوربين نمي‌تواند تشخيص بدهد كه در ميان سياهي آسمان روي چه چيزي بايد فوكوس كند. به همين دليل، بسياري از موقعيت‌هاي خوب عكس‌برداري را از دست خواهيد داد. ضمناً، در حالت دستي هيچ نيازي نيست كه هر بار كه مي‌خواهيد عكس بگيريد، فوكوس كنيد. دوربين را روي حالت فوكوس دستي قرار دهيد، يك بار فوكوس كنيد. پس از آن ديگر لازم نيست فوكوس دوربين را تغيير دهيد؛ زيرا در فواصل دور تغيير مكان سوژه تأثير چنداني روي فوكوس عكس نخواهد داشت؛ خصوصاً اگر از ديافراگم‌هاي بسته مثل f/8 يا f/16 استفاده كنيد.

پيشنهاد مي‌كنم از همان ابتدا فوكوس دوربين را روي حالت بي‌نهايت (روي اغلب دوربين‌ها با يك علامت شبيه هشت افقي ديده مي‌شود) قرار دهيد. در اين‌ حالت، تمام كادر در حالت فوكوس شده قرار مي‌گيرد و عملاً عمق ميدان از بين مي‌رود.

 تماشاي پيش‌نمايش عكس: براي چه دوربين ديجيتال خريده‌ايد؟ نمايشگر دوربين ديجيتال، يكي از مهم‌ترين مزيت‌هاي آن نسبت به همتاي آنالوگ خود است. مي‌توانيد روي اين نمايشگر، عكس‌هاي گرفته شده را بررسي كنيد. بنابراين، اين امكان را به شما مي‌دهد كه ميزان نوردهي، شدت نورها، سرعت مناسب و خيلي چيز‌هاي ديگر (جز ميزان نويز كه معمولاً روي اين حالت قابل تشخيص نيست) را بررسي كنيد.

بد نيست در ابتداي كار، چند عكس با سرعت‌هاي مختلف بگيريد و پيش‌نمايش آن‌ها را ببينيد. اين كار به شما كمك مي‌كند درك بهتري از نور جرقه‌ها، سرعت دوربين و ميزان نورهاي اضافي اطراف (مثل نور چراغ‌هاي خيابان و...) پيدا كنيد.

 پيشنهاد اضافي: سعي كنيد قبل از شروع نور‌افشاني، كاملاً آماده عكس‌برداري باشيد. اگر هوا راكد باشد (باد نوزد) معمولاً پس از مدت اندكي آسمان پر از دود مي‌شود و اين دود مانند لايه‌اي مهآلود در تمامي عكس‌هاي شما نمايان خواهد شد. بنابراين بهتر است اولين جرقه‌ها را از دست ندهيد. جشن‌هاي خوبي را برايتان آرزومنديم!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط هومن عزیزی  | 


امير ياري
نشريه عصر شبکه 

اشاره :

وقتي براي اولين بار يك دوربين حرفه‌اي را در دست مي‌گيريد، اولين چيزي كه به ذهنتان مي‌رسد اين است كه عكاسان حرفه‌اي چه كار مي‌كنند. ممكن است بارها سعي كرده باشيد عكس‌هايي همانند آن‌ها بگيريد، اما احتمالا هيچ‌وقت عكس‌هايتان شبيه آن‌ها نشده است. بحث بر سر عكس‌هاي منظره و طبيعت بي‌جان نيست. اين روز‌ها دوربين‌هاي ديجيتال پيشرفته، عكاسي طبيعت را به يك سرگرمي همگاني بدل كرده‌اند. اما عكس‌هاي پرتره چطور؟ عكاسان هنوز هم مهارت‌هاي خود را در اين زمينه به پيشرفت فناوري نباخته‌اند. هنوز هم انتخاب يك زاويه مناسب، مهم‌ترين بخش انتخاب كادر است. مطمئناً تنها داشتن يك اتومبيل پورشه شما را به يك راننده فرمول يك تبديل نمي‌كند. رانندگان حرفه‌اي مي‌دانند كه دقيقاً كجا بايد بپيچند. عكاسان حرفه‌اي هم مي‌دانند از كدام زاويه سوژه خود را شكار كنند!


بيشتر عكس‌هاي پرتره طوري گرفته مي‌شوند كه دوربين دقيقاً هم سطح چشم‌ها قرار دارد. اين كار هيچ دليل و قانون خاصي ندارد و احتمالا به نوعي عادت قديمي باز‌‌مي‌گردد. زيرا با تنظيم دوربين در اين سطح، تمامي سر و صورت سوژه در تصوير گنجانده مي‌شده است. تقريباً شبيه همان چيزي كه نقاشان در تابلوهاي رئاليستي بدان عمل مي‌كردند. از آنجا كه اغلب دوربين‌هاي ديجيتال به كاربر امكان مي‌دهند در هنگام عكسبرداري از LCD آن استفاده نماييد، ديگر مي‌توانيد هنگام عكسبرداري دوربين را از صورت خود دور نماييد و آن را در زاويه‌هايي غير معمول‌تر نگاه داريد.

سعي كنيد با كج و راست كردن زاويه افقي دوربين، زاويه‌هاي بهتري را براي عكسبرداري پيدا كنيد. يا مثلا دوربين را بالاي سر يا جلوي سينه‌ خود نگاه داريد. دور شدن از سوژه در هر حالت مي‌تواند شدت تغيير زاويه را ملايم‌تر كند. فرقي نمي‌كند؛ مهم اين است كه هم سطح صورت نباشد. يكي از بهترين زاويه‌هاي عكسبرداري پرتره از كودكان اين است كه روي زمين دراز بكشيد و دوربين را كمي پايين‌تر از صورت او نگاه داريد.

(نكته منظره‌اي: يكي از زيباترين زواياي عكسبرداري از كوه‌ها هنگامي به وجود مي‌آيد كه به پشت، روي زمين بخوابيد و دوربين را رو به آسمان بگيريد).

‌دوربين را هم‌سطح كمرتان نگاه داريد و در حالي كه راه مي‌رويد، عكس بگيريد. احتمالاً برخي از عكس‌هايتان محو خواهند بود، اما برخي ديگر از آن‌ها بسيار زيبا مي‌شوند. اين كار به‌ويژه در زمان عكسبرداري از مكان‌هاي مربوط به گردشگري و در نور روز بسيار كاربرد دارد. بهتر است در اين حالت فاصله‌ شما از خود محل به گونه‌اي باشد كه سوژه اصلي (مثلا ساختمان قديمي آن) در تصوير بگنجد.

هنگامي كه از يك سوژه با خطوط موازي زياد عكسبرداري مي‌كنيد (مثل يك ديوار يا پرچين)، دوربين را با زاويه 45 درجه از سطح قائم نگاه داريد تا جلوه‌اي زاويه‌دار به تصوير بدهد. اين كار حالت زيباتري نسبت به زاويه مستقيم دارد.‌

هنگامي كه يك زاويه خوب پيدا مي‌كنيد، هرگز تصور نكنيد با قرار گرفتن در آن ممكن است ديگران درباره شما چه فكري كنند. زاويه خوب براي شما ماندگارتر از تصور افراد نا‌آشنا است. سعي كنيد با نشان دادن نتيجه عكس روي‌LCD دوربين، امكان تماشاي زاويه زيبايتان را به آن‌ها نيز بدهيد.‌

زاويه‌اي در حدود 30 درجه بالاتر يا پايين‌تر از سطح چشم براي عكس‌هاي پرتره بسيار مناسب است، اما هرگز زاويه‌هاي پايين‌تر از اين سطح را براي افراد چاق به كار نبريد. نتيجه عكس، سوژه را بسيار بزرگ‌تر از اندازه واقعي نشان خواهد داد. دقيقاً به همين دليل عكاسان حرفه‌اي براي بزرگ‌تر نشان دادن چيز‌هاي كوچك، روي زمين دراز مي‌كشند و از سوژه رو به بالا عكس مي‌گيرند.

بهترين عكس‌هاي پرتره معمولاً هنگامي ثبت مي‌شوند كه نگاه سوژه (به طور طبيعي و نه با چرخاندن مصنوعي گردن) به سوي ديگري است. اما اگر سوژه‌ شما دقيقاً داخل دوربين نگاه مي‌كند، حداقل سعي كنيد زاويه‌اي بالاتر يا پايين‌تر را انتخاب كنيد.

اين‌ها تجربه‌هاي شخصي من و برخي از همكارانم بود.
پيدا كردن يك زاويه مناسب در اكثر اوقات بستگي به خود سوژه و ارتفاع آن دارد. اما يك قانون كلي را فراموش نكنيد: <هرگز زاويه‌اي را انتخاب نكنيد كه همه آن را مي‌بينند!>

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت   توسط هومن عزیزی  |